+ آرشيو موزائيک






ابزار+












February 2010
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28            




    
38.107.191.82


 
     
 

جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸

محاربین بهشتی

آرش رحمانی​​پور و محمد​​رضا علی​​زمانی امروز اعدام شدند. جرم؟ پس​​ خواستن آراء​​شون!

خوب به صورت​​هاشون نگاه کنیم و یادمون نره مسبب تمام این جنایات شخص خامنه​​ای​​ست و بس. من با کسان​​ای که ولایت شیطان رو قبول دارند هیچ​​وقت دست بیعت نمی​​دم.

پ.ن. دوستان نوشته​​اند بر خلاف اون​​چه حکومت اعلام کرده این​​ها پیش از جریانات بعد از انتخابات دست​​گیر شده بودند. فرقی نمی​​کنه، می​​تونستند پنج سال پیش دست​​گیر شده باشند، آیا سزای دگر اندیشی باید این باشه؟ اون​​وقت انسان​​هایی که طرف​​دار موسوی و کروبی و خاتمی هستید از این​​که قهرمان​​هاتون حامی ولی فقیه، خامنه​​ای و مسبب این نامردمی​​ها، هستند جدا" اذیت نمی​​شین؟

عیبی نداره، انشالله که پاکه!

هه.

پ.پ.ن. چند تا لینک در همین ارتباط:
++
++
++


 
     
     
 

سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸

خامنه​​ای، کروبی، خاتمی پیوندتان مبارک

خوب خدا رو شکر که اختلافات در حال رفع شدن هستند و این وسط یه چند گوشت قربونی مثل ندا و سهراب لازم بود فقط. حال​​ام از هر چی آخونده به هم می​​خوره شدیدا". اینا گوشت هم رو بخورند استخون هم​​دیگه رو دور نمی​​اندازند.

جزييات نامه خاتمی به رهبری به روايت "ايراندخت"، نقل از خبرنامه گویا - لینک
مهدی کروبی احمدی نژاد را رئيس دولت نظام دانست، خبرنامه گویا به نقل از سهام نیوز - لینک

پ.ن. در ادامه​​ی پست قبلی "انشالله که پاکه" حالا وب​​لاگ​​های طرف​​دارهای اصلاحات رو ببینید. همه افتادن به تکاپو که بگن کروبی منظورش چیز دیگه​​ای بوده! نمی​​دونم بخندم یا گریه کنم. آخه چرا ما ملت دوست داریم خودمونو گول بزنیم؟ وب​​لاگ آق​​بهمن از همین زمره طرف​​داران است. تو این پست​​اش حرف​​های کروبی رو سوتی خونده و طبق انتظار نوشته منظور کروبی از این حرف​​​​ خیر بوده!

غریب نیست؟

پ.پ.ن. در همین ارتباط این پست فرهاد حیرانی رو بخونید و همین​​طور مصاحبه​​ی آقای کشتگر رو.


 
     
     
 

چهار شنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸

انشالله که پاکه!

این آخرین نوشته از مجموعه نوشته​​های نیک​​آهنگ در مورد حکومت بعدی (احتمالی) است. خیلی زیبا داره مسایل رو دنبال می​​کنه. حتما" بخونید.

جدا" مرگ ما چیه که وقتی طرف خودش داره می​​گه نظرش چی هست آنالیز ما اینه که یه چیز دیگه​​ست لابد. خاتمی می​​گه ولی فقیه (وقیح به واقع) رو قبول دارم ما زود قلم به دست می​​گیریم تفسیر پشت تفسیر که نه آقا ... هدف​​اش چیز دیگه​​ست .. می​​خواد فلان بشه و بهمان بشه بعد کاسه کوسه​​ی هر چی فقیه هست با مادرش یکی می​​کنه!

سر جدتون بیاین یه بارم که شده حرف خودشون رو بشنوید و بدون 'انشالله که گربه​​ست' نظرتون رو فرم بدین در مورد افراد. این​​ها افراد عادی نیستن و اشتباهات و برداشت​​های خوش​​بینانه​​ی ما از حرف​​ها، کارها و قول​​هاشون به بهای سنگین تموم می​​شند.

پ.ن. در همین ارتباط بخونید: خاتمی، مردی ایستاده بین دو صندلی


 
     
     
 

يکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸

اطلاعاتی که پس از بازداشت باید بدانید؛ کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی پلی تکنیک

بازداشت

در صورت احضار فقط با احضار کتبی و فقط به مراجع قضایی مراجعه کنید. قانون این اجازه را می دهد که بدون احضاریه کتبی و به مراجع غیر قضایی شما مراجعه نفرمائید. در قاون احضار تلفنی فقط از طریق وکیل قانونی شمرده شده است. احضار شما را به صورت تلفنی فقط می توانند به وکیل شما اطلاع دهند.

در صورت بازداشت خیابانی با آرامش تمامی مدارک؛ کارت شناسایی و حکم قضایی را از ضابطین بخواهید و با آرامش با بازداشت کنندگان برخورد کنید.

در زمان بازداشت یا احضار از هر گونه حرکت یا فعالیت مشکوک بپرهیزید و در صورتی که مداک یا اسناد حساسی در دست دارید سریعا به امحای آن پرداخته یا در غیر این صورت با زیرکی از لو رفتن آن خودداری کرده و در اولین فرصت آن ها را از بین ببرید. مدارکی که نباید به شما منسوب شود و شما در دست دارید را از خود دور کنید. درباره این مدارک مسئله مهم این است که به شما منسوب نشود و یافتن آن اهمیتی ندارد.

در زمان بازداشت باید به شما دلیل بازداشت عنوان شود. این به مثابه تفهیم اتهام شما می باشد. شما بدون تفهیم اتهام نه تمکینی از بازداشت کننده داشته باشید و نه به پاسخ سوالات بپردازید. اما با او درگیر نشوید و از هرگونه درگیری بدنی و لفظی اجتناب کنید. تفهیم اتهام می باید توسط مرجع قضایی یا ضابط قضایی به اذن مرجع قضایی باشد.

تفهیم اتهام مشمول بر ذکر عنوان اتهامی به صورت مشروح که به یکی از موارد ذکر شده در قانون کیفری و حقوقی آمده، اشاره داشته باشد و علاوه بر آن می باید دلیل این اتهام نیز ذکر گردد. مثلا در صورت بازداشت اتهام اقدام علیه امنیت ملی به تنهایی نمی تواند مصداق تفهیم اتهام باشد بلکه باید با مسائلی که در قانون آمده است چون اقدام علیه امنیت ملی از طریق 1- تجمع و تبانی 2- تبلیغ علیه نظام 3- تشکیل گروه غیرقانونی 4- عضویت در گروه غیرقانونی و ... باشد. همچنین علاوه بر عنوان کامل اتهام که به صورت بالا می می باشد تفهیم اتهام زمانی صورت پذیرفته است که دلیل این اتهام (بزه انتسابی) نیز ذکر گردد. مثلا در مورد تبلیغ گفته شود که تبلیغ علیه نظام به دلیل فلان مصاحبه شماست یا در فلان مکان تجمعی وجود داشته و شما در آنجا بوده اید و ...

تفهیم اتهام اهمیت ویژه ای دارد تا قبل از تفهیم اتهام فقط بر تفهیم خود اصرار داشته باشید و به هیچ سوالی پاسخ ندهید. پس از تفهیم اتهام شما فقط لازم است در موراد تفهیم شده به پاسخ و توضیح بپردازید. اگر در ذکر تجمع و تبانی (به شرحی که در بالا رفت) به یک روز خاص اشاره کردند لازم نیست به سایر تجمعات خود اشاره داشته و یا پاسخی دهید. در صورت فشار بیش از اندازه در پاسخ به سوالات دیگر در وهله نخست خواهان تفهیم جدید در آن موارد شوید. البته تسلط شما و میزان فشار گاه باعث می شود برخی موارد و مطالب دیگر ذکر شود و با برخی توضیحات از سوال و موشوع طرح شده عبور نمایید که این مسئله به اختیار فرد بازداشت شده می باشد ولی توصیه در این موارد دقت و صحبت کمتر است.

البته ممکن است اصرار شما بر تفهیم اتهام جدید به سنگین شدن پرونده شما در دادگاه دامن بزند و بازجوها را مصرتر کند که موارد متعدد و مختلف اتهامی را به شما منتسب و مرجع قضایی را دعوت به تفهیم آن ها نمایند. بنابراین توصیه اساسی این است که نوع بیان شما در اعتراض به عدم تفهیم اتهام، بسنده به جمله هایی باشد که "این اتهام به من تفهیم نشده و من به این دلیل بازداشت نشده ام و چرا باید پاسخ بگویم؟" باشد. بازجو همیشه به شما می گوید که او تعیین می کند به چه باید جواب بدهید و اتهام شما چیست که شما توجه نکنید و سعی کنید در حالی که صحبت ها را مدیریت می کنید به گفتگو با او بپردازید.

باید توجه داشت مواردی که خارج از تفهیم اتهام از فرد پرسیده می شود یا به تفهیم ابتدایی ارتباط داده می شود و در پرونده ارسالی به مرجع قضایی درج می گردد و یا اساسا هیچ ارتباطی به پرونده نداشته و فقط جهت فشار بیشتر و حتی ممکن است در پرونده سازی های بعدی علیه خود فرد یا دیگران به کار گرفته شود.

باید توجه داشته یاشید مرجع قضایی (در ابتدای بازداشت بازپرس و در پرونده های امنیتی دادسرای امنیت و انقلاب هستند) که در مورد شما تصمیم می گیرد و این تصمیم گیری حتی در مورد نگهداری شما در انفرادی یا عمومی نیز صدق می نماید.

شما باید یا توسط حکم قضایی بازداشت شوید و یا ظرف 24 ساعت از بازداشت شما، حکم قضایی برای ادامه بازداشت اخذ شود. اگر شما در روز اول بازداشت به دادسرا اعزام نشدید یا مرجع قضایی به شما مراجعه نکرد احتمال آزادی شما در همان 24 ساعت نخست فراوان است. اما پس از تعیین قرار شما؛ اگر قرار بازداشت موقت باشد که باید تبدیل شود و قرار وثیقه و کفالت هم در صورت تامین به آزادی شما منجر خواهد شد و البته قرارهایی معادل تعهد و منع تعقیب هم وجود دارد. اما پس از صدور قرار بازجو نمی تواند شما را آزاد کند و نباید به حرف های او توجه کنید.

در 24 ساعت نخست بازداشت و در صورتی که قراری برای شما صادر نشده و احتمال می دهید که بازداشت شما به پاره ای سوال و جواب محدود خواهد شد و قراری برای شما صادر نمی شود باید به نحوی تعامل داشته باشید که بازجوها را تحریک به صدور قرار و بازجویی های بعدی نکنید. تاکید بر تفهیم اتهام می تواند در این شرایط مفید نباشد. در این شرایط با بازجو به گفتگو بپردازید و از اینکه "شاید بد نباشد که با هم صحبت می کردیم. شاید این بازداشت بد هم نباشد. ما صحبت ها و تذکرهای شما را هم می شنویم. من اتهام خاصی که ندارم؟ روش درست نظارت امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویی و ... باید با تذکرو هشدار همراه باشد نه یکباره رفتن بر بازداشت و زندان و ..."

در زمان ارائه حکم بازداشت؛ یا از پذیرش حکم بازداشت امتناع کنید و اگر نهایتا پذیرفتید اتهامات را نپذیرید و به بازداشت خود نیز اعتراض کنید. در پایین برگه این عبارات نوشته شود که اتهامات را نمی پذیرید و به بازداشت خود اعتراض دارید. در این زمان تمام تلاش خود را برای تفهیم اتهام کامل به کار ببرید.

از ابتدای بازداشت بر چند مسئله اصرار داشته باشید؛ بی گناهی، حق داشتن وکیل، حق تماس با خانواده و رعایت حقوق شهروندی و ... . اگرچه در مورد آن ها اتفاق مثبتی صورت نپذیرد اصرار شما می تواند مثمر به نتایج مناسبی باشد.

بازداشتگاه

پس از اعزام به بازداشتگاه آمادگی برخوردهای غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرانسانی را داشته باشید ولی همچنان بر حقوق خود اصرار کرده و با خونسردی کار خود را ادامه دهید. به محض ورود به بازداشتگاه مشخصات شما توسط مسئولین بازداشتگاه اخذ می شود. شما به این افراد فقط اطلاعات لازم مندرج در فرم اطلاعات شخصی متهم را داده و تمامی ملاحظات خود را اعمال نمائید.

در صورتی که در زمان بازداشت و یا انتقال و یا محل نگهداری قبلی مورد بدرفتاری و حتی ضرب و شتم قرار گرفته اید در فرم پذیرش در بازداشتگاه درج کرده و به اطلاع مسئولین بازداشتگاه برسانید. از این مسئله ترسی نداشته حتی اگر مطمئن هستید که مسئولین بازداشتگاه همداستان بازداشت کنندگان هستند. این اعلام شما مبنی بر وجود بدرفتاری در مراحل بازداشت و انتقال و نگهداری پیشین علاوه بر پیام برای مراقبین و بازجویان ثبت شکنجه و مواردی از این دست در گذشته است که بعدا در دادگاه می توان به آن استناد کرد. ولو که مسئولین بازداشتگاه از ارائه آن به دادگاه سر باز زنند.

به محض ورود به بازداشتگاه اگر شما را به بهداری بردند که چه خوب! وگرنه خواهان اعزام به بهداری شده و در بهداری تمامی مشکلات خود را حتی شده با بزرگ نمایی به اطلاع مسئولین بهداری رسانده و خواهان ثبت آن شوید. توجه داشته باشید که موارد بدرفتاری و برخورد و شکنجه را نیز چه در بازداشتگاه و حتی قبل از آن در حین انتقال یا در محل نگهداری قبل، را نیز در بهداری مکتوب نمائید. باید توجه داشته باشید ذکر بیماری های خاص یا مشکلات ویژه شما که احتیاج به مراقبت ها یا ملاحظات خاص در دوران بازداشت است، بسیار به شما کمک می کند. این کمک هم در محل نگهداری شما و هم در نوع برخورد حین بازجویی ها به چشم خواهد خورد. شما در طول بازداشت هر وقت که خواستید درخواست بهدار و پزشک داشته باشید. درخواست های خود را به صورت مکتوب به مسئولین ذی ربط بنویسید. این درخواست های مکرر اگر اشاره به عدم رسیدگی پیشین باشد بسیار مناسب برای طرح در دادگاه است. شما در درخواست های متعدد با ابراز نارضایتی از سلامتی و وضعیت جسمی از عدم رسیدگی با توجه به درخواست های مکرر شکوه کرده و خواهان رسیدگی شوید تا هم رسیدگی شود و هم به فشارهای موجود اشاره کرده باشید.

علاوه بر چشم بند که به محض ورود به بند امنیتی مجبور به استفاده از آن هستید و بر خلاف قوانین حقوق شهروندی است. لباس زندان و گاه تراشیدن موهای سر در بدو ورود اگرچه مغایر با قوانین است ولی صورت می گیرد. شما به این موارد و به خصوص به تراشیدن سر می توانید اعتراض کنید. البته اگر بتوانید با این موارد کنار بیایید برای شما بد نخواهد بود. با توجه به وضعیت بهداشت و راحتی لباس زندان و تراشیدن مو برای شما بد نخواهد بود. با چشم بند هم کم کم کنار بیایید ولی آن را به تدریج و با درک شرایط به بالاتر بکشید تا به خوبی از زیر آن بتوانید ببینید. زیاد تذکرها و سر و صداهای خشن نگهبان ها و بازجوها را در این موارد جدی نگیرید. در مورد تراشیدن موهای سر فقط یک نکته وجود دارد که این می تواند به معنای پیامی برای بازداشت چند ماهه برای شما باشد. بازداشتی که حداقل از یک ماه باید عبور کند. با این وجود اصلا خودتان را نبازید و با قدرت با مسائل کنار بیایید. تراشیدن موهای سر ممکن است بارها در طول بازداشت شما تکرار شود(ممکن است در آینده برای فریب شما از تراشیدن موی سر در آستانه آزادی هم استفاده شود که تا امروز معمول نبوده است)

شما در انفرادی از هیچ امکاناتی برخوردار نیستید ولی از نگهبان بخواهید که کاغذ درخواست و خودکار آورده تا شما درخواست خود را بنویسید. در ضمن برای به دست آوردن هر امکانی بارها به نگهبان ها گوشزد کنید. رفتن به هواخوری یا تعویض کتاب ها می تواند چند روز برای شما روحیه ی تازه ای را ایجاد کند. (در بند 209 فقط قرآن و مفاتیح به زندانیان داده می شود. در صورتی که این کتاب ها، یا یکی از آن ها یا نسخه های بدون ترجمه آن ها را دارید می توانید آن ها را تعویض کنید. شاید بتوانید کتاب هایی چون نهج البلاغه و رساله ها و ... را هم از نگهبان ها بگیریدو ولی روزنامه را فقط باید از بازجوهایتان بخواهبد)

هر بازداشتگاهی مسئولی دارد که در نهایت همه کارهای شما با اوست ولی از ابتدا با او به مکاتبه نپردازید. در هر بازداشتگاه علاوه بر نگهبان، پاسبخش، افسرنگهبان، مسئول بند حاضر هستند در زندانهای عادی مدیریت زندان از مدیران داخلی و حراست گرفته تا مسئول زندان حاضر هستند و در بند امنیتی نیز مسئول اجرای احکام، نماینده دادستانی نیز حاضرند و مسئولیت نهایی آنجا نیز با معاون امنیتی دادستان است.

مسائل شما را به صورت شفاهی نگهبان ها باید منتقل نمایند. اما شما از نگهبان برگه درخواست و همچنین صحبت با افسر نگهبان یا پاسبخش را بخواهید. در هر زمانی که شما کاری داشته باشید می بایست افسرنگهبانی در بازداشتگاه حاضر باشد که مسائل شما در ابتدا باید با او طرح شود. در ساختارهای امنیتی شما گاه اجازه دیدن چهره نگهبان ها را ندارید. آن ها خود را از شما مخفی می کنند. شما توجهی به این مسائل نداشته باشید. شما در مسائل پیش آمده با هریک از افراد ذکر شده می توانید مکاتبه داشته باشید.

شما در طول بازداشت ممکن است از اطراف صداهای گوناگونی از جمله فریاد، ناله، عزاداری، ضربان قلب و ... را بشنوید. از آن ها به صورت عادی بگذرید زیرا برخی به دلیل شرایط ویژه انفرادی و توهمات شماست و برخی دیگر ارتباطی با شما ندارد و آن هایی هم که برای شما صورت می پذیرد با طرح قبلی و مغرضانه از سوی بازجوست که نباید تحت تاثیر قرار بگیرید. به هر حال در یک زندان امنیتی صداهای جیغ، گریه و فریاد عادی است که سایر زندانیان بنا به شرایطشان به آن موارد دست می زنند. البته صداهای زوزه مانند طول شب فریادهای هشیاری - بیداری نگهباننان زندان است که از برجک های نگهبانی همدیگر را صدا می زنند که نباید آن را با چیز دیگری اشتباه بگیرید. اصولا اگر در طول بازداشت هر امر و مسئله ای را بر نیک ترین حالت تصور کنید به نفع شما بوده و راحت تر زندان را تحمل می تمائید.

نامه های شما باز خواهد بود و ممکن است به دست فرد مورد نظر شما نرسد ولی شما نامه خود را بنویسید. نماینده دادستانی، افسر نگهبان به عنوان دو نهاد اسما مجزا و در صورت عدم پیگیری نامه به مسئول بند و دادستانی.

باید به این مسئله توجه ویژه داشته باشید که نگهبانان را از بازجوها تفکیک کرده و 2 مشی متفاوت در برابر آن ها اتخاذ کنید. در بند امنیتی بازجوها نمی گذارند شما آن ها را ببینید و دائما بر چشمان شما چشم بند وجود دارد. شما به این مسئله اعتراض مکرر داشته باشید ولی درگیر نشوید. بازجوها هر بار که با شما کار داشته باشند باید شما را از نگهبان ها تحویل بگیرند و نهایتا به آن ها پس بدهند. در صورت هرگونه برخوردی در زمان بازجویی به نگهبان اطلاع داده و بخواهید به بهداری منتقل شوید. حتی اگر به درخواست شما توجه نکنند. البته عدم توجه را به اطلاع افسرنگهبان و سایر مسئولین به شرح بالا برسانید.

هواخوری، غذا، استفاده از سرویس ها بهداشتی و حمام براساس آیین نامه ای به مسئولین بند و نگهبان ها مرتبط است و هیچ ارتباطی به بازجو ها ندارد. شما از همه حقوق خود به ویژه هواخوری استفاده کنید. مثلا در 209 اگرچه در زمان انفرادی شما را به هواخوری اصلی نمی برند ولی براساس آیین نامه شما می توانید از اتاقک هواخوری ابتدای هر سالن در هفته 3 بار استفاده کنید. شما اصرار کنید اگر ندادند اهمیتی ندارد.

هرگونه صدای بلند و آواز خوانی و ارتباط با زندانیان دیگر غیرمجاز است. اما شما تمام تلاشتان را برای شکستن این فضا داشته باشید. مهمترین کاری که در زندان به شما روحیه می دهد، شکستن فضای زندان و جو آن است. ارتباط با سایر زندانیان و اطلاع از اخبار بیرون زندان. (با توجه به تفاوت زمان بازداشت) ارتباط با هم پرونده ای ها و کمک به دفاع و مقاومت بهتر. سرگرم شدن و ...

همچنین شما می توانید با ارتباط کوتاهی در عبور از راهروها به دوستتان بفهمانید در ساعت خاصی با شما صحبت کند. یا در حمام یا دستشویی یا هواخوری یادداشت و پیغامی را از شما بگیرد یا برای شما بنویسد. شما با رعایت احتیاط های فراوان و با درج عباراتی که مشخصا دوست شما متوجه شود یادداشت هایی را می توانید در مکان هایی چون حمام و توالت و هواخوری جاسازی کنید. در این مورد باید توجه داشته باشید که زمان قرار دادن یادداشت را طوری تنظیم کنید که دوست شما به سرعت بتواند آن را بردارد و حتی باعلامت هایی زمان برداشت را به او برسانید. در ضمن برای دریافت و ارسال پیغام بعدی و اعلام وصول نشان هایی مثل ضربه زدن به دیوار را داشته باشید. در این موارد باید بسیار احتیاط کنید و در صورتی که یادداشتی لو رفت شما باید همه یادداشت نویسی ها و را منکر شوید. کمتر از اسم به وضوح استفاده کنید. اگر یک طرف لو رفت نباید طرف دوم را لو بدهد. بادداشت ها را بعد از مطالعه سریع از بین ببرید.

بندهای امنیتی معمولا شنود نمی شوند. اگر هم شنودی باشد مورد استناد در بازجویی ها نخواهد بود و در حد طرح آن و یا یکدستی بازجو به شما برای اعتراف از زبان خود شماست که نباید توجه ای بکنید. شما در سلول آواز بخوانید و با آواز خواندنتان علاوه بر روحیه ای که به دیگران می دهید زمینه یافتن دوستانتان را فراهم کنید. با آوازخوانی مدام حساسیت صحبت های چند کلمه ای هم از بین می رود زیر تصور نگهبان ها این است که باز دارید آواز می خوانید و یا با خودتان حرف می زنید و ... . اساسا صحبت کردن و ارتباط گرفتن در بند یکی از تخلفاتی است که باید حتما انجام بدهید و اثرات مثبت زیادی خواهد داشت و برخوردها نیز در این موارد ضعیف و مقطعی است.

افزایش روحیه و تقویت حافظه و روش های ارتباط گیری در زندان اهمیت زیادی دارد. شما در بند می توانید با ساده تربن ابزار موجود روش هایی برای ارتباط گیری و تقویت حافظه و افزایش روحیه خود بیابید. تهیه قلم از پوشش روی مربا یا ماستی که به شما داده می شود با مفتول کردن آن پوشش قلعی و نوشتن جملات و سرود و مسائل فلسفی و ... بر روی حاشیه های مفاتیح و قرآنی که دارید. یا جدا کردن کاغذ کره از لایه فلزی نازک رویش و شستن آن برای نوشتن بر روی آن، قطعه قطه کردن و نوار ساختن از ظروف یک بار مصرف و طرح مسائل ریاضی که همگی به افزایش روحیه و حافظه شما کمک می کند.

در روزهای نخست بازداشت سعی کنید اگر نمی دانید کجا هستید مکان نگهداریتان را از نگهبان ها بپرسید. برای اطمینان از پاسخ صحیح آن ها در چند شیفت مختلف نگهبانی از چند نفر بپرسید. در یک شیفت از چند نفر پرسیدن ممکن است هماهنگی دروغ گویی را بین نجهبان ها افزایش دهد.

بازجویی

بازجویی در اکثر پرونده ها توسط یک تیم بازجویی زیر نظر مسئول پرونده و در معاونت مربوطه به اتهام رسیدگی می گردد. اگرچه در مواردی بازداشت های پرتعداد چند تیم کامل یا غیر کامل زیر نظر مسئول پرونده و معاونت مربوطه مشغول می باشند. تیم بازجویی متشکل از 3 نفر؛ کارشناس، کمک کارشناس و کارآموز (کارورز) می باشد که بر اساس تخصص ها و مدارج کاری تعیین می شوند. ولی نهایتا مسئول پرونده است که تصمیم نهایی را می گیرد.

در طول بازجویی، با توجه به فشارهای فراوانی که به شما وارد می شود گاه یکی از بازجوها که احتمال دارد تا آن زمان با شما برخورد نداشته سراغ شما بیاید. این تاکتیک بازجویی که بازجوی خوب و بازجوی بد نامیده می شود برای اخذ اطلاعات از شماست. توجه داشته باشید هیچ بازجویی با شما صادقانه برخورد نمی کند. شما به همه بازجوها به یک چشم نگاه کنید. ولی با مهارت وارد بازی آن ها شوید. مطمئن باشید شرایط راحت تر می شود اگر شما سوار بر امور و بازجویی باشید.

هنگام انتقال شما به اتاق بازجویی گاه شیطنت هایی در چرخاندن شما در راهروها، نشاندن و بلند کردن و حرکت به چپ و راست و مواردی از این دست به مدت طولانی صورت می پذیرد. توجهی نکنید اتاق بازجویی در جای نزدیکی قرار دارد و شما را همیشه به آنجا می برند و سایر کارها جهت تاثیر بر شماست.

بازجوها در ابتدا مشخصات شما را اخذ می کنند و سپس به طرح سوالات پرداخته و در پایان گزارش کار را نوشته و مصاحبه ای از شما می گیرند و پرونده را به بازپرسی ارسال می نمایند. شما توجه داشته باشید در چه مرحله ای از پرونده هستید.

پرونده در بازپرسی پس از سوالات لازم که گاه یک سوال جهت اخذ دفاع نهایی است به پایان می رسد. البته ممکن است بازپرسی چندین جلسه به طول بکشد ولی پس از اخذ دفاع نهایی پرونده با صدور کیفر خواست به دادگاه ارسال می گردد و تا زمان تشکیل جلسات دادگاه با شما کاری ندارند. در هر مرحله ای از بازداشت قرار شما می تواند تغییر کند. شما یا با قرار بازداشت موقت در زندان هستید که باید در فواصل معین تمدید شود که همیشه به تمدید آن اعتراض کنید و یا قرار وثیقه، کفالت و ... است که با تامین آن آزاد می شوید. البته با درخواست شما هر قراری را می توان کاهش داد و در زمان های مشخصی نیز بدون گفتن شما مرجع صادر کننده قرار خود باید این کار را انجام دهد. البته اگر تصمیمی بر رها کردن شما باشد وگرنه که باید صبر کنید.

در اتاق بازجویی فقط به سوالات مرتبط به اتهام خود پاسخ دهید و با دقت در لزوم پاسخ گویی یا عدم آن با بازجو به بحث بپردازید. با بازجو به جدل نپردازید. مگر مجبور باشید. اجازه توهین و شکنجه و تحقیر خود را با بازجو ندهید. به او با احترام اعتراض کنید و در اولین فرصت اعتراض خود را به مسئولین بند، بهداری (در صورت شکنجه) و ... رسانده و حتی درخواست تغییر بازجو را داشته باشید و در صورت درگیری با بازجو خواهان تغییر بازجو شده و به سوالات و خواسته های او توجهی نکنید و منتظر فرد بعدی باشید.

اجازه شکنجه خود را به بازجوها ندهید. در صورتی که شما مورد ضرب و شتم قرار گرفتید سریع خود را بر روی زمین پرتاب کنید و اجازه ادامه شکنجه را ندهید. از خود شکنجه ای به شدت اجتناب کنید. منظور مواردی از شکنجه است که شما به شدت اذیت می شوید ولی بازجو به خود زحمتی نمی دهد. مثل نشستن و برخاستن های مکرر و ایستادن های طولانی مدت و یا ایستادن بر روی یک پا و مواردی از ان دست. در این موارد به اعتراض بر روی زمین بنشینید و به خواسته بازجو توجه ای نکنید. بگویید نمی توانید بایستید. توان ندارید. اگر به ضرب و ستم شما پرداخت اعتراض کنید.

وقتی فرد در بازداشتگاه شناخته شده ای و با قرار بازداشت قضایی در زندان است نباید نگران شکنجه هایی باشد که آثار بسیار شدیدی بر جای می گذارد. اساسا مواردی از جمله تجاوز و استعمال باتوم و شیشه نوشابه و تخم مرغ فراتر از تهدید نخواهد رفت. حتی شلاق نیز به ندرت صورت تحقق به خود می گیرد. در صورت تهدید شدن به این موارد یا شدیدا خود را هراسان نشان داده و با اعترافات دروغ و همکاری کاذب بازجو را به کلی فریب بدهید و یا بدون گفتن حرفی تحریک کننده به مقاومت خود ادامه دهید و یا کارهایی مشابه. (برای بازداشت شدگان شناخته شده و مورد حمایت و همچنین در بازداشتگاه های رسمی و تحت نظارت)

امکان صدور حکم تعزیر در مورد بازداشت شدگان وجود دارد ولی این حکم به دلایلی چون درگیری و یا دروغ گویی و .. صادر می شود. به حکم تعزیر اعتراض کنید و توجه داشته باشید به بازجوها بهانه ندهید. در صورت صدور حکم تعزیر حتما آن را با دقت رویت و مطالعه کنید.

مسئله شکنجه از جمله مواردی است که به صورت عادی و به ویژه در پرونده اهی دانشجویی از سوی بازجوها به شدت و البته کنترل شده تا مرز خاصی از شکنجه صورت می گیرد. شما باید با اشراف به پاره ای سختی ها پا در اتاق بازجویی بگذارید و با توسل به اینکه شما فرد شناخته شده ای هستید و یا خبر بازداشت شما منتشر شده که مانع از بروز آزادی هر نوع رفتاری با شما می شود، به تهدیدات پیرامون شکنجه و شکنجه ها و توهین ها و تحقیرها و تهدید بازداشت دیگر دوستان و اعضا خانواده و ... روبرو شوید. شما باید با علم به جایگاه خودتان و پوچ و بلوف بودن اکثر تهدیدات سختی های دوران شکنجه و بازجویی را بگذرانید. مسلما مشکل بسیار حادی برای شما پیش نخواهد آمد. تنها خطری که در مقابل مقاومت شما قرار می گیرد انفرادی طولانی مدت است که به روحیه و اعتقاد بالا می توانید به خوبی از پس آن بربیایید.

به قصد انکار و تکذیب اطلاعات درستی را به بازجوها ندهید چون علاوه بر خودتان برای دیگران نیز مشکلات فراوانی را ایجاد می کند.

در مراحل بازجویی می توانید قسمتی یا همه حرف خود را انکار و یا تکذیب کنید. بهتر است این تکذیب به دو صورت 1. منظور من چیز دیگری بوده و 2. من تحت فشار و در وضعیت غیرعادی مجبور شدم دروغ بگویم ولی راستش این است، باشد

از تهدیداتی که علیه شما و یا اطرافیان، دوستان و به ویژه خانواده، طرح می شود زیاد توجه نکنید. بیشتر تهدیدات بی اساس است و بازجوها در بیشتر موارد قدرت برخورد با خانواده و ... را ندارند. ولی در ظاهر سعی کنید به بازجوها بقبولانید که از تهدیدات تاثیر می پذیرید ولی تاثیر نپذیرید.

همان گونه که گفته شد بازجوها با شما صادقانه برخورد نمی کنند و کار آن ها بازجویی و ... است پس به وعده ها و قول های آن ها و خبرهای آن ها توجه نکنید.

در طول بازداشت گاه بازجو خبرهایی را از بیرون برای شما نقل می کند. ممکن است پرینت خبر از خبرگزاری یا وب سایتی را به شما ارائه دهند. یا روزنامه ای به شما بدهند. علاوه بر اینکه ممکن است این موارد جعلی و ساختگی باشد در موارد درست هم روزنامه های طیف مقابل به سفارش اطلاعاتی ها مطلبی را نوشته اند یا اینکه دست کاری در خبر صورت گرفته. اساسا باید در نظر داشت که هر خبری که بازجو به شما می دهد باید برعکس خوانده شود و دقیقا برداشتی در نقطه مقابل خواست بازجو از آن شود. زیرا در این موارد بازجو با غرض خاصی خبر را به شما داده است.

در تمام طول بازداشت و بازجویی بر حقوق شهروندی، درخواست ملاقات، تماس با خانواده و تماس تلفنی، داشتن وکیل، داشتن کتاب و روزنامه و استفاده از هواخوری و ... تاکید داشته باشید. به اموری چون استفاده از چشم بند و نگهداری در سلول انفرادی و ... معترض بوده و مکاتبه کنید ولی هرگز درگیر نشوید.

وارد معامله با بازجو ها شده و برای هر کلمه پاسخ که گفتنش را مضر نمی دانید چیزی بخواهید ولی در مورد خواسته ها عقلانی عمل کنید. وارد مجادله نشوید و فقط مباحثه کنید. در عین حال بدانید لزومی ندارد که از آرمان هایت کوتاه بیایید در صورت لزوم از بیان آرمان ها و عقایدتان خودداری کنید. هر سند و مدرکی که به شما داده می شود را با دقت و آرامش مطالعه کنید. در زمان دیدن مدارک و اسناد یا شنیدن مطالبی در مورد آن ها، حالت عادی داشته باشید. با دقت ببینید و بشنوید و مطالعه کنید و وانمود کنید قبلا ندیده اید.

شما در طول بازجویی دائما نمی توانید به انکار و فرار از پاسخ متوسل شوید. بهترین کار در این شرایط این است که به برخی از سوالات بازجو پاسخ دهید ولی نکته اساسی این است که در طول بازجویی اطلاعاتی که شما به بازجو می دهید باید عقب تر از اطلاعاتی باشد که خود بازجوها دارند و در مواردی که فکر می کنید که بازجوها اطلاعات مناسبی دارند در صورت امکان باید مسئله را با دادن اطلاعاتی غلط به انحراف ببرید تا بازجوها به خواسته اشان نرسند. در مسئله اول شما در طول اعترافاتتان و پاسخ به سوالات با مقاومت اولیه و اظهار بی اطلاعی می توانید از میزان اطلاعات بازجوها مطلع شوید و بعد از آنکه آن ها حرف هایی را زدند، شما اعترافاتتان را تنظیم کنید.

هر مسئله ای را می توانید تکذیب کنید و یا نوع آن را تکذیب کنید. مثلا بودن در مکانی را تکذیب کنید یا نوع بودن که رهگذر بوده اید و یا در زمانی دیگر در آنجا بوده اید را عنوان کنید. البته توصیه این است که با زمان به بهترین شکل بازی کنید در زمان هایی که مطمئن هستید شواهدی از نبودن شما در آنجا و یا بودن شما در مکانی دیگر است نام ببرید و بعدا با اشاره به اینکه تحت فشار مجبور به دروغ بوده اید از آن استفاده کنید. اصرار بر بیان زمانی متفاوت از زمان اعلام شده در اعترافات دوستانتان (در بازداشت های چند نفره) می تواند صحت اعرتافات شما و دوستتان را همزمان از بین ببرد.

در طول بازجویی ممکن است شما را با هم پرونده ای ها یا دوستانتان در اتاق بازجویی روبرو کرده و یا مخفیانه شما را به دیدار او برده تا بدون اینکه او بفهمد به صحبت ها و اعترافات تحت فشار او گوش دهید، به این اعترافات توجهی نکنید و تحت تاثیر قرار نگیرید حتی می توانید به او بفهمانید که شما آنجا هستید و نترسد و اعتراف کذب نکند. اطلاعاتی که او در خلال اعترافاتش در حضور شما می گوید تا زمانی که بر زبان شما نیاید در پرونده شما وارد نمی شود.

شما در این شرایط فقط شنوا باشید و خودتان را متاثر از وضعیت دوستتان نشان دهید که نمی دانید چرا این دروغ ها را سر هم می کند. اما باز بر اظهارات خود تاکید کنید. شما می توانید در این ارتباطات با کلمه ای خاص پیام هایی را برسانید. یا طرح انحرافی خود را به دوستانتان منتقل کنید تا آنها نیز به کمک شما بیایند و بازجوها را از اصل ماجرا دورتر دورتر کنند. نکته ی مهم در این مواجهه ها فهمیدن آن است. یعنی شما از حضور دوستتان مطلع شوید. چون معمولا فقط کسی که قرار است بشنود متوجه حضور فرد دیگر می شود و کسی که در حال اعتراف است چیزی متوجه نمی شود. جدای از توصیه ای که بالاتر گفته شد و آن اعتراض به اعترافات فرد گوینده از طرف شنونده بود. راهکار مناسب تر که به دور از اطلاع بازجوها صورت می گیرد این است که گوینده دست به ابتکاری بزند. یعنی گوینده اگر متوجه حضور دوستش شد باید حرف هایش را تغییر دهد و پیام هایی را برساند. یا تحت فشار مجبور به اعترافاتی شده و باز هم می خواهد همان ها را تکرار کند برای کمک به دوستش با ایراد زیاد و با پراکنده گویی اعترافاتش را برای یک بار خراب کند و حرف هایی دیگر بزند تا بازجوها مجبور شوند صحبت های او را اصلاح کنند و در این میان شنونده به حقیقت هم پی ببرد. دادن اطلاعات غلط و انتقال پیام برای بازی دادن بازجوها هم در این موقع باید شکل بگیرد. همه این موارد در گرو شناخت زمان حضور فرد بازداشت شده دوم در اتاق بازجویی است. از علامت های این زمان ها. حضور همزمان چند بازجو که صدای ورود آن ها از در شنیده می شود و اینکه بازجو سوال کننده مدام از شما یک مسئله را می پرسد و با ورود دوستتان با جمله مشابه "خب، می خوام که یم بار دیگه کل جریان را بگی. گفتی که ... ، گفتی که بود و ..." است. یا اینکه گفته می شود که مسدول پرونده یا فردی از فلان جا آمده است و تو برای او هم یک بار کل ماجرا را بگو و بعدش با حاجی حاجی و همین گفتی گفتی و همراه شدن عبارت هایی از سوی بازجوهای دیگه در مورد اینکه "از اون ارتباطت با فلان هم بگو و بچه هاتون را هم سر کار گذاشته بودی و همه را دور زدی و به فکر دیگران نبودی و ..." نیز برای تاثیر بر شما همراه می شود.

ممکن است شما را در طول بازجویی با دیدن صحنه شکنجه دوستان ببرند اعتراض کنید ولی تحت تاثیر قرار نگیرید چون این یک شگرد است و ربطی به اعتراف و همکاری شما ندارد و در صورت لزوم با آن فرد برخورد و شکنجه صورت می پذیرد همانگونه که در مورد شما نیز این امکان وجود دارد.

مسئول نوشتن پاسخ ها شما هستید و مسئولیت پاسخ ها علاوه بر شما گریبان دوستانتان را هم خواهد گرفت. تحت تاثیر بازجو قرار نگیرید. به دیکته کردن بازجو اعتراض کنید که در برگه پاسخ می نویسم که شما گفته اید من این جمله را بنویسم و بگذارد خودتان بنویسید. تاکید کنید که خودتان با ادبیات و جملات خود پاسخ ها را می نویسید.

بازجو قبل از نوشتن پاسخ جواب را با شما چک می کند. دقت کنید ولی بدون بروز درگیری و جدل نهایتا پاسخ مورد نظر را بر روی برگه بازجویی بنویسید. او دوست دارد علاوه بر پاسخ مورد نظر ادبیات پاسخ مورد نظر هم منطبق بر خواسته اش باشد. در این مورد بسیار دقت کنید. هرگز اجازه دیکته مطلبی را به او ندهید.

بازجوها در طول بازجویی به صورت تلقینی در پی القای برخی مسائل به شما هستند. در این مورد بسیار دقت کنید. سوالاتی که از شما پرسیده می شود معمولا دربرگیرنده اتهام یا برخی مسائل دیگر هم هست. یعنی از زمان جلسه مجموعه شما با عنوان گروهک غیرقانونی یا بیان قصد خاصی در آن جلسه اشاره می برند. شما در این موارد مسائل دیگر را به صراحت رد کنید و فقط سوال اصلی را پاسخ دهید. این مسئله در مورد ارتباط شما با افراد هم صورت می گیرد. یعنی فردی را به عنوانی در سوال می خواند و از شما در رابطه با ارتباط شما با آن فرد سوال می شود که شما باید آن عنوان و اتهام طرح شده به فرد را رد کنید. به طور مثال سوال می شود که شما با نشریه غیرقانونی فلان که بارها به مقدسات یا رهبری توهین کرده همکاری داشته اید و که اگر شما می خواهید بنویسید همکاری داشته اید باید حتما بگویید که این نشریه غیرقانونی نیست و توهینی هم به کسی نداشته. یا از شما سوال می شود شما در جلسه برنامه ریزی برایی براندازی گروهک صد انقلاب فلان (حزب یا جریانی دانشجویی مثل تحکیم و مشارکت و ...) در تاریخ فلان حضور داشته اید، دلیل حضور خودتان را بنویسید که شما اگر دلیل حضورتان را در نوشتید باید حتما به این موارد که مجموعه مورد نظر ضد انقلاب و غیرقانونی نیست اشاره کرده و بگویید جلسه براندازیو از این دست نبوده و جلسه ای عادی بوده. یا از شما از ارتباط با دوستی می پرسندکه در سوال او از اعضا یا سرشاخه های گروهی چون مجاهدین و پژاک و جندالله و ... نام برده شده است، شما در صورت توضیح نحوه ارتباط به عدم عضویت دوستتان یا عدم اطلاعتان حتما اشاره کنید. اگر حاضر به نوشتن ردیه بر قسمت هایی از سوال بازجو نیستید حداقل اظهار بی اطلاعی از دلایل موضوع (جلسه، هدف نشر، متن منتشره و ...) را بیان کنید.

از برخی عبارت ها چون دقیقا یادم نمی آید، احتمالا، شاید، ممکنه، به نظرم و ... استفاده کنید و مطلبی را به قطعیت بیان نکنید. در صورت تکرار موضوع با همین قیدها مطلب را با تفاوت هایی بنویسید و اگر بازجو علت تفاوت را پرسید بر اینکه دقیقا یادتان نیست تاکید کنید.

از مسئله فراموشی و بی اطلاعی مکررا در طول بازجویی استفاده کنید. بگویید فلان چیز را فراموش کرده ام یا یادم نمی آید که چه جمله ای گفته شد و .. و یا اصلا نبوده ام، خبر ندارم و ... . در ادامه بازجویی با بیانی دیگر از همین مسئله و تاکید بر فراموشی و احتمال وجود مسئله ای دیگر و اینکه حقیقت چیز دیگری باشد صحت اعترافات خود را زیر سوال ببرید.

در مرحله بازپرسی کلیه اتهامات را رد کرده و تمامی اظهارات خود را تحت فشار و شکنجه و در شرایط غیر عادی بنامید. ممکن است برای جلوگیری از رد کردن تمامی اعترافا شما در اتاق بازجویی و اینکه شما اعترافات را رد نکنید بازجویی و بازپرسی را ادغام کنند. یعنی در فضای اتاق بازجویی و در حالی که بازجو در پشت سر شما که او را نبینید ایستاده. بازپرس مقابل شما قرار بگیرد و سوالاتی پرسیده و حتی دفاع آخر را از شما اخذ کند. باید توجه داشته باشید این موقعیت برای شما تکرار نخواهد شد. در مقابل بازجو سعی نید مسائلی را که قصد داشته اید به بازپرس بگویید را تکرار کنید. اگر بازجو شاکی شد و حرف شما را قطع کرد شما اعتراض کنید. گرچند احتمالا بازجو موفق خواهد شد مانع رد اظهارات شما شود ولی نتوانسته پرونده را آنگونه که می خواسته پیش ببرد و شکستی برای او محسوب می شود. در این مواقع ممکن است که حتی بازجو به جای شما به بازپرس پاسخ سوالات را دهد که شما اعرتاض کنید که من باید بگویم یا ایشان و با دقت و بدون اینکه تمرکزتان را به دلیل رفتارهای بازجو از دست بدهید مطالب را بگویید و بعد پس از مطالعه امضا کنید و در صورت لزوم قسمت هایی را حذف یا اضافه کنید. این حق شما خواهد بود.

از هرگونه مصاحبه تلویزیونی بپرهیزید و در صورت اجبار به بیانات متضاد و متناقض و درهم و مبهم گویی بپردازید. مسئله ای که در طول دوران بازداشت و به خصوص به دلیل حضور طولانی در انفرادی وجود دارد این است که شما بعد از مدتی تحت تاثیر بازجوهایتان قرار می گیرید. به دلیل عدم دسترسی به اخبار و نبود امکان تحلیل از شرایط و همچنین ضعیف شدن حافظه و تحریک روحیه این مسئله تشدید می شود. بنابراین شما باید با در نظر گرفتن وابستگی به بازجو و نگهبان ها به عنوان تنها افرادی که می بینید و با شما از دنیای بیرون صحبت می کنند مراقب تاثیرپذیری از خبرها و حرف های آن ها باشید. شما برای اینکه در طول بازجویی و پس از آن به ویژه در مورد وعده های بازجو پیرامون آزادی و کمک به شما و دوستانتان دچار مشکل نشوید بارها و بارها در طول بازداشت وضعیت خود و گذشته و اعتقادات خود را مرود کنید و این را ملکه ذهن داشته باشید که بازجو با شما صادق نیست. اما این یک حقیقت انکار ناپذیر است که فرد بازداشت شده در روزهای سخت انفرادیو اتاق های بازجویی (بخوانید شکنجه) درصدی به بازجوها وابسته می شود.

در مورد دوستانتان و دیگران هرگز به دادن اطلاعات نپردازید و تک نویسی نکنید. در صورتی که برگه تک نویسی به شما دادند به چرت و پرت نویسی بپردازید که هیچ اطلاعات خاصی در مورد فرد در آن داده نشود. مثلا یا به ذکر بیوگرافی کودکانه ای چون ایشان پسری 20 ساله، مجرد، خوش تیپ، دارای قد متوسط، درسهایش خوب است و ... پرداخته یا به هذیان گویی در مورد وی بپردازید.

اگر در مورد خاصی اعتراف خاصی کردید. یا نام از کسی بردید و یا در تک نویسی علیه کسی به هر دلیلی اعم از از دست دادن تمرکز و اشتباه و القای بازجو و ... مطلبی را بیان کردید که از آن رضایت ندارید، زیاد خودتان را سرزنش نکنید. در ادامه سعی کنید تمرکزتان را به دست آورید و اگر امکانش فراهم شد آن را جبران کنید ولی اگر شرایطش فراهم نشد با سرزنش خود فقط به بازجوها کمک خواهید کرد. زندان جای سرزنش کردن و باختن به خود نیست. اتاق بازجوییو سلول انفرادی بسیار شرایط سختی دارد که مسلما یک روز تحمل کردن آن هم قابل ارج است. نگران قضاوت دیگران در مورد خود نباشید و روحیه خودتان را از دست ندهید.

در صورت لزوم به بحث در مواردی که تخصص دارید بپردازید و در مسائلی که تسلط ندارید به اظهار خاصی نپردازید و توصیه می شود به جای بحث در مورد افراد به بحث های پرت بپردازید مثلا در باره اوضاع کشور آن گونه که ملت در تاکسی و اتوبوس با هم بحث می کنند.

اگر از دستگاه دروغ سنج و ... در اتاق بازجویی استفاده شد نتایج آن را نپذیرید ولی با بازجوها در این زمینه وارد بازی شوید.

از شگرد تکذیب و انکار به جا و به تعداد استفاده کنید به شکلی که لوث نشده و قابل استناد باشد. از ایستادن طولانی مدت و یا خواسته های تحقیر آمیز و غیرعقلانی بازجوها سرباز بزنید و توجهی نکنید تا آن ها ادامه ندهند. از ایستادن طولانی مدت با نشستن اعتراضی جلوگیری کنید و در ساعات طولانی و یا در حال خستگی به سوالات پاسخ ندهید و خواهان استراحت شوید که احتمال اشتباه زیاد می شود.

در صورت شکنجه مقاومت نکنید و خود را سریع به زمین انداخته و از حال بروید که بیشتر کتک نخورید. از عباراتی چون بازجویی فنی و ... تصور ویژه ای نداشته باشید و با همه سختی آن ها را بپذیرید به این امید که شرایط شما بهتر شود. از جابه جایی و یا همبند کردن شما با افراد مجهول و ناشناخته هراسی نداشته باشید و تمام حواس خود را جمع کنید که مشکلی پیش نیاید.

بازجوها در شرایط عادی که حکمی از بالا نگرفته باشند تا مرزی که آثار شکنجه پس از چند روز از بین برود به شکنجه و ضرب و شتم شما می پردازند آن ها در قبال جان شما مسئول مقامات بالاترشان هستند از این مسئله استفاده کنید. کوچکترین شکنجه ها را به بهداری اطلاع دهید.

زیاد و بدون اطلاع از قرص و داروهایی که به شما داده می شود استفاده نکنید. به ویژه در مورد مسکن ها بیشتر احتیاط کنید.

علاوه بر بازجوها در زندان به هیچ کس اعتماد نکنید. به نگهبان ها، افراد ناشناسی که ممکن است با آن ها برخورد کنید و مسئولین زندان و حتی هم بندی هایی که می دانید در رابطه با مسئله ای سیاسی بازداشت شده اند.

تهیه شده توسط واحد حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر


 
     
     
 

شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۸

نکنه خامنه​​ای حساب پس نداده مثل خمینی بیفته بمیره؟


 
     
     
 

دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸

خواسته های حداقلی جنبش سبز در بیانیه ی ۵ تن از روشنفکران

این بیانیه که توسط گنجی و شرکا نوشته شده خواسته​​های من رو در بر می​​گیره. به اعتقاد من بیانیه​​ی موسوی نقاط ضعف​​هایی داره که همگان گفتند و نوشتند. به امید پیروزی!

--------------------------------------------------------------

شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند.

تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.

درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی ظلم زمانه را نشانه گرفت.

استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای تحت فرمان کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.

پوشیده نیست که بخشهای ا فراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و خشونت متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و"روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز تقلیل دهند .

عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولیّ جائر در طول 20 سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.

کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران، موج گسترده ای از خشونت را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.

افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب، تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.

خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند. زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.

جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.

این جنبش به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.

هموطنان گرامی،

جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.

ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حد اقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:

1- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.

2- آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.

3- آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.

4- به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل 27 قانون اساسی.

5- استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.

6.محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.

7.استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون.

8. خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.

9. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).

10. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان.

نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است.

سیزدهم دی ماه 1388، سوم ژانویه 2010

عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی، محسن کدیور، سید عطاء الله مهاجرانی


 
     
     
 

چهار شنبه ۹ دی ۱۳۸۸

این درسا رو کجا خوندی؟

شما رو خدا هی امام امام و راه امام نکنید و حال​​مون رو بیش​​تر از پیش به هم نزنید.

خمینی همونیه که دستور کشتارهای دسته​​جمعی بچه​​هامون رو تو سال شصت و هفت صادر کرد و منتظری رو این​​همه سال به خاطر این​​که صداش در این مورد در اومد تحت سخت​​ترین فشارها گذاشت.

یک بوم و دو هوا نباشید که این بدجوری ارزش کارتون رو کم می​​کنه. کسی​​که طرف​​دار منتظری و حق و حقوق آدم​​هاست نمی​​تونه از راه خمینی حمایت کنه. خمینی پدرخونده​​ی این جلاد​​هاییه که امروز مثل حیوون درنده افتادن به جون مردم.


 
     
     
 

دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸

سیستم

فکر می​​کنید چند نفر از این فرماندهان و آدم​​های راس کار رو بیارن تو تلویزیون بعدها و بشنویم که بگن: سیستم بود! و بعد رییس محکمه به​​اش بگه سیستم خود شما بودید آقا!


 
     
     
 

پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸

کریسمس امسال با تمام سال​​های دیگه فرق داره فقط به این خاطر که دارم پروسه آزاد شدن میهن​​ام رو تجربه می​​کنم. می​​دونم راه دورم و از دور دست بر آتش دارم و خارج​​نشین​​ام و علی بی​​غم اما به هر حال عشق وطن شوخی​​بردار نیست و به قولی با شیر اندرون شد و با جان به در رود.

امیدوارم کریسمس و سال ​​نوی همه​​ی کسان​​ای که اون​​ها رو جشن می​​گیرن مبارک باشه و امسال سال آزادی برای مام عزیزمون.

با دوستی و مهر از طرف خودم و ساکنین سرزمین آفتاب

پ.ن. جوک مخصوص کریسمس که با هم یک کمی بخندیم:

جانشين فرمانده نيروی زمينی سپاه: رد پای حاميان صدام در اغتشاشات پس از انتخابات ديده ‌می‌شود! (لینک)


 
     
     
 

يکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸

مهرداد وب​​لاگ انزوا هم دست​​گیر شده است

بادبان در نظرخواهی نوشته:

هاله جان هیچ خبر داری دیروز مهرداد را دستگیر و بازداشت کردند ریختن خانه اش کامپیوتر و بعضی از وسایلش راضبط کردند امیدوارم دوستان قدیمت را فراموش نکرده باشی مهرداد( وبلاگ سنگ صبور ) را میگویم یادمه وقتی کسی دستگیر میشد همه فعال میشدند انگار الان یک امر عادی شده باید اعتراض کرد نمی دانم چکار میشه کرد ولی باید کار دسته جمعی، و یک صدا بشویم علیه این همه بازداشت و بگیر و ببند ها .

---------------------

دوستان اگر ممکنه این خبر رو انتشار بدید تا یک یک وب​​لاگ​​نویس​​ها رو به ناکجا آبادها نبرده​​اند.


 
     
     
 

پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸

یک چند وقتی نمی​​نویسم مگر حرف​​ تازه​​ای باشه. هرچی تو فکرمه عزیز دوستان​​ام می​​نویسند.
جایی نمی​​رم، همین نزدیکی​​ها هستم. از طریق کامنت​​دونی اگر نیاز بود تماس بگیرید.


 
     
     
 

يکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۸

من مخالف نظام هستم!

برام جالبه سینه چاک دادن خاتمی برای حفظ نظام و این​​که بازم مخالفین نظام باید خفه بشن. مگه نمی​​گید حامی دمکراسی هستید؟ خوب دمکراسی مخالفین نظام رو هم در بر می​​گیره جناب آقای خاتمی - یا نه این اپیزود چندم لحاف ملانصرالدین هست که براش دارید سینه چاک می​​کنید؟

می​​دونید چیه؟ من مخالف نظام هستم، چی​​کارم می​​خواهید بکنید اگه باز کاره​​ای باشید؟

آقای رییس جمهور اسبق بنده گول آخوند چه از نوع عبایی و چه از نوع مکلایی​​اش رو نمی​​خورم. جمهوری فقط جمهوری ایرانی​​ست برای من، نه کم بلکه هم بیش. شما هم به​​تره انقدر سنگ جمهوری اسلامی رو دیگه به سینه نزنید چون سرنوشت خودتون هم به همین زودی​​ها نامعلومه. اون ممه​​ی پر از ناز و نعمت رو لولوی آگاهی و دانش ملت برد، برو این دام بهر مرغ دگر نه! این​​ها رو به رفقای دیگه​​تون هم می​​گیم نگران نباشید.

خدانگه​​دار احتجار، سلام دمکراسی.

پ.ن. حال​​ام جدا" از آخوندی که ادعای روشن​​فکری داره بد می​​شه. ​​یا در عمل نشون بده مثل منتظری یا غلاف کن عزیز. چند سال با حرف و قول​​های پوچ و عبای شکلاتی شیک ملت رو بازی دادی دیگه کافیه جون شما.


 
     
     
 

پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸

ولایت​​اش باطله!

ای کاش امروز در کنار خواهران و برادران​​ام بودم تا در کنارشان بگویم هم​​وطنان من قیم و ولی نمی​​خواهند. امروز بچه​​های ایران عکس بزرگ دیکتاتور اعظم رو پایین کشیدند. خسته نباشی برادرم، خسته نباشی خواهرم.

لینک از وب​​لاگ زری اصفهانی


 
     
     
 

سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸

سیزده آبان روز هم​​بستگی

متحد با هم می​​ایستیم
تک تک و جدا از پا می​​افتیم





 
     
 
     
 

جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸

فیلم اعترافات فرمایشی آرش


 
     
     
 

سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸

پشت پرده چه خبر است؟

اخبار روز: گزارش زیر را سایت «فرارو» در مورد تحولات پشت پرده ی سیاست در ایران منتشر کرده است و با استناد به آن نتیجه گیری کرده است که سازشی بین سران حکومت و جناح معترضین که با «تعدیل» خواسته های طرف معترض همراه است، در حال انجام است:


فرارو- چندی پیش علی فلاحیان از فعالیت پشت پرده برخی از چهره های نظام برای بازگشت آرامش به کشور خبر داده بود، اتفاقی که فلاحیان بسیار به آن امیدوار است. وزیر اطلاعات دولت هاشمی در این‌باره اظهار کرد: «رهبری نظام هم به‌ دنبال حفظ آرامش است. صراحتا می‌گویم مسئولان نظام موضوع را رها نکرده‌اند و در تلاشند تا موضوع حل شود.»

به گزارش فرارو؛ به نظر می‌رسد اظهارات فلاحیان رنگ واقعیت به خود گرفته‌است، چرا که امروز روزنامه "کیهان" طی گزارشی از نامه نگاری‌های خاتمی، محتشمی پور و هاشمی رفسنجانی خبر داد. کیهان در گزارش خود نوشت: «به رغم ظاهرسازی های پرآب و تاب، موج آشتی طلبی و تدارک راه فرار در حال تبدیل شدن به قدرتمندترین جریان پشت پرده جبهه فتنه است.»

کیهان در ادامه گزارش خود از رایزنی‌های پشت پرده اصلاح‌طلبان گزارش داد و نوشت: «رایزنی‌های پشت پرده ای که اکنون در جریان اصلاحات و با همکاری و همراهی برخی از محافل و شخصیت‌هایی که در ماه‌های گذشته نقش راهبری این جریان را برعهده داشته‌اند، در حال انجام است در واقع ادامه فرآیندی است که از پیش از انتخابات آغاز شد.»

کیهان در گزارش خود بدون اشاره به نام هاشمی رفسنجانی آورده است: «شنیده های کیهان حاکی از آن است که طراح کل این پروژه هم نامه‌ای آماده کرده و در آن ضمن تعدیل همه شرط های گذشته خود برای پا درمیانی و جمع کردن ماجرا اعلام آمادگی نموده است. در این نامه آخر که پیش نویسی از آن آماده شده، شرط آزادی زندانیان تعدیل شده و به جای برخی شروط دیگر هم مطالبی بسیار معتدل تر آمده است.»

روزنامه کیهان در شرایطی این گزارش را منتشر کرده است که رفتارها و اظهار نظرهای برخی از کارگزاران و چهره های صاحب منصب نظام این گمانه را تقویت می‌کند که اتفاقاتی در پشت صحنه در حال رخ دادن است، اتفاقاتی که در راستای پایان بخشیدن به بحران سیاسی چند ماه اخیر تحلیل می شود.

امیرمحبیان روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در این‌باره معتقد است: «خبرها حاکی از آن است که آقای خاتمی تلاش می‌کند تا جریان اصلاحات را تحت کنترل خود بگیرد، ممکن است ما به عنوان جریان مقابل انتقادات گسترده‌ای به آقای خاتمی داشته باشیم. اما آقای خاتمی معتقد به حرکت در چارچوب قانون است؛ به نظر من هیچ گاه آقای خاتمی علی رغم افراطی گری‌هایی که برخی‌ جریان‌های اصلاح طلب داشتند، در مقابل نظام قرار نگرفت.»

عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت با بیان اینکه خاتمی احساس می‌‌کند که بدنه اصلاحات خسته شده است و در مقابل حداکثر توقعاتی که آقای موسوی ایجاد کرده بود به دنبال حداقل‌ها می‌گردد، ابراز داشت: «خاتمی تلاش می‌‌کند تا با هدایت جبهه اصلاحات رهبری این جبهه را به دست بگیرد و سینگال‌هایی مبنی بر اینکه جبهه اصلاحات ضد انقلاب نیست را به نظام برساند.»

"میانه‌روی" به مثابه سیاست جدید
با وجود تمام این اظهارات به نظر می‌رسد برای پی بردن به اتفاقات پشت پرده سیاسی کشور نیازی به اخبار و اطلاعات ویژه وجود ندارد، چرا که واقعیت‌های رفتار سیاسی حاکم بر کشور از وجود نشانه‌هایی برای بازگشت آرامش و اعتدال حکایت دارد.

با نگاهی به فضای خبری دو هفته اخیر در کشور این مطلب نمود بیشتری پیدا می‌کند، مدتی است که دیگر از آن اظهار نظر‌های تند و تیز حامیان دولت خبری نیست، دیگری حرفی از اعدام و نابودی معترضین انتخاباتی به میان نمی‌آید و به نظر می‌رسد بساط تندروی در حال برچیده شدن است، معترضین انتخاباتی نیز مدتی است سکوت اختیار کرده‌اند و نظاره‌گر اتفاقات سیاسی در کشور هستند.

با وجود این که هفته گذشته مهدی کروبی بیانیه ای صادر کرد و همچنان به اعتراضات خود ادامه داد، علی لاریجانی در صحن علنی مجلس بدون اشاره به بیانیه کروبی از معترضین خواست به نگاشتن بیانیه‌های اعتراضی پایان دهند، وی در این باره گفت: «لزومی ندارد که حوادث مختلف که به صورت کنش و واکنش در آمده مجددا شمارش شود و یا در بیانیه‌های مندرج گردد و بنده از مسیر همه آنها مطلع هستم.»

لحن لاریجانی آن قدر نرم شده بود که بیانیه دهندگان را "سران ماجرا‌های اخیر" یاد کرد نه "سران فتنه" یا "سران اغتشاشات"، لاریجانی در ادامه افزود: «شما آقایان که خود سابقه دار انقلاب هستید چرا از نظر ملی به این رویدادهای چند ماهه نمی‌نگرید.»

رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: «امروز که پای منافع ملی و امنیت ملی ایران در میان است و به عینه می‌بینید که چه می‌گویند و چه می‌کنند جای درنگ نیست همه مسائل غیر از منافع ملی و امنیت ملی به کناری نهاد شود و همپای ملت و رهبر معظم انقلاب در تقابل با بیگانگان و ضد انقلاب سنگر بگیرید.»

همپای لاریجانی، رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه و مشاور عالی رهبری از همین گفتمان استفاده کرده و خواستار "میانه روی" شد، وی در این باره اظهار کرد: «مهمترین نیاز امروز ما ایجاد آرامش و جلوگیری از تنش و تندروی است و صحبت من صرف گروه های سیاسی نیست بلکه از جوان‌ها چنین درخواست می‌کنم.»

سرلشکر صفوی با اشاره به اینکه شنیدیم که در مدت فتنه‌های اخیر به خانواده بعضی از شهدا اهانت شد، گفت: «وقتی آتش فتنه روشن می‌شود تر و خشک با هم می سوزند و تشخیص حق و باطل از یکدیگر دشوار می شود، لذا نیاز امروز ما آرامش، وحدت و انسجام است.»

این آرامش نسبی در سخنان کارگزاران نظام ادامه یافت تا این که آیت‌الله محمدی ری شهری نیز درمراسم تودیع خود از سازمان حج و زیارت وارد گود میانه‌روی شد و گفت: «باید به گونه یی مدیریت کنیم که اگر کسی ۱۰ درصد با ولایت فقیه موافق و ۹۰ درصد مخالف است، به آن ۱۰ درصد اضافه کنیم نه آنکه لگد بزنیم و آن ۱۰ درصد را نیز نابود کنیم.»

وی در طول سخنرانی اش بارها بر اعتدال و میانه روی تاکید کرد و خطاب به طیف سیاسی اصولگرایان گفت: «اصولگرایی واقعی همراهی رهبری و اجتناب از افراط و تفریط است به طوری که اگر کسی از اصولگرایان تندروی یا کندروی کند، اصولگرا نیست.»

آیت‌الله محمدی ری شهری باز هم بر اعتدال میان گروه‌های سیاسی تاکید کرد: «در زمان امام صادق(ع) و امام علی(ع) و همه ائمه نیز تندرو و کندرو وجود داشته است. هر افراط و تفریطی به سود دشمن است و همه باید مراقب باشیم با کارهای بی رویه به فتنه انگیزی دشمنان کمک نکنیم؛ هر کس باید به نظام کمک کند نه دشمنان.»

آیت‌الله محمدی ری شهری با اشاره به خاطره‌یی از محاکمات کودتای نوژه و بخشش تعداد زیادی از کودتاگران تاکید کرد: «هنر نیست که از یک خانواده شهید کودتاچی بسازیم بلکه هنر آن است که از یک کودتاگر شهید بسازیم. او خطاب به سایر مسوولان گفت: سیاست علوی آن است که علاقه‌مندان به رهبری و نظام باید در هر مسوولیتی به دوستان نظام اضافه کرده و از مخالفان بکاهند.»

با نگاهی به این سخنان به نظر می‌رسد حاکمیت به این نتیجه رسیده باشد که برای کنترل بحران سیاسی راه "میانه‌روی" را برگزیند، راهی که شاید عده‌ای مخالف آن باشند و تلاش خود را برای حل بحران سیاسی در کشور از طریق تندروی و "پروژه حذف" پیگیری نمایند.


 
     
     
 

چهار شنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸

محکوم می​​کنیم

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایران


 
     
     
 

سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷

یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان

پ.ن. آسیه در پاسخ به سؤال من که اگر این پول از بخت بد رفع گرفتاری از اکرم نکنه به چه مصرف‌ دیگری باید برسه پاسخ داده که باهاش کاملا" موافق‌ام. آسیه نوشته:

در مورد سوال دوم باید بگم که ظرف دو سه روز آینده برای این که در مورد پولهای ارسالی هیچ شک و شبهه ای باقی نمونه و در ضمن توان نظارت مالی از طریق هر فردی ممکن باشه، حساب اعلام شده سه امضائه خواهد شد. بعد از اون اعلام می شه که در حد امکان تلاش برای پرداخت خونبهای اکرم خواهیم کرد. حتا اگر پول کمتر از مبلغ درخواستی بشه، باز به حساب اونها ریخته می شه تا جلوی اجرای حکم گرفته بشه و در فرصت باقی بشه پول بیشتری جمع کرد. اما اگر به فرض هر اتفاقی بیفته و این پول صرف اکرم نشه، با اجازه همه کمک کنندگان مالی ، پول صرف مورد مشابهی خواهد شد که می توان با ان جان یک زن را خرید. برخی از دوستان پیشنهاد کرده اند که در صورت چنین اتفاقی، پول صرف دختر اکرم شود. که من خودمم با این نظر چندان موافق نیستم و معتقدم که بهتر است وقتی کمک کنندگان قصد نجات جان زنی را داشته اند و وقتی ما چنین زنانی در زندان کم نداریم، صرف آنها شود.

مهشید در وب‌لاگ زنانه‌ها نوشته:

با دوستم شعله ی ایرانی ، سردبیر مجله ی آوای زن صحبت کردم ، و در کار جمع آوری کمک مالی ، او نیز همراه است، به گفته ی او میتوانیم موقتا از شماره حساب نشریه نیز برای کمک هایی که از راه دور ـ احیانا ـ میشوند استفاده کنیم ( در شرایط کنونی ، باز کردن یک شماره حساب مجزا در خارج از کشور برای این کار وقت زیادی میبرد و کارها باید به سرعت انجام شود ، از این رو از شماره حسابی که فعلا هست ، اگر دوستان مایل باشند ، استفاده میکنیم ) که اگر لازم بود شماره حساب را و چگونگی استفاده از آن را با میل به اطلاع شما خواهم رساند.

شماره حساب بانکی مجله ی آوای زن ، برای ارسال پول از خارج از سوئد :

Bank Account : 99 604200 5685 68

IBAN: SE19 9500 0099 6042 0056 8568

BIC-kod ( Swift-adress ) :NDEASESS

یا میتوانید از این لینک استفاده کنید

لطفا در صورت استفاده از شماره حساب با حروف لاتین قید کنید : اکرم مهدوی ، Akram Mahdavi

لطفا پس از فرستادن پول با میل آدرس زیر تماس گرفته و خبر فرستادن پول و مقدار آن را اعلام کنید تا از رسید آن شما را مطلع کنیم.

mahshid.r@gmail.com

اکرم به خاطر فقر اعدام مي شود


گزارش اختصاصي از پرونده يک محکوم به قصاص - آسيه اميني

‏"پدرم سيلي زد به گوشم و بله را گرفت"! اين تک جمله را در ذهن تکرار و تکرار کنيم! تصويرش کنيم. دختر ۲۰ ساله اي ‏را که قرار است به عقد مردي ۶۸ ساله درآيد. دختر ۲۰ ساله اي که دختر ۷ ساله اي هم در خانه دارد! دختر ۲۰ ساله اي ‏که در ۱۳ سالگي به پسردايي اش داده شد.‏

داده شد! زيرا کدام دختر ۱۳ ساله اي در يک شهرستان دور افتاده مثل اليگودرز، توان انتخاب و اختيار انتخاب همسر ‏دارد؟‎ ‎

اکرم ۳۲ ساله شوهرش را کشته است. پيش از اين که او را به اين جرم، در ذهنمان به دار بياويزيم، بيشتر بشناسيمش.

در ارتباط با اکرم نوشته‌های زیر را بخوانید:

مهشید راستی
سیامک فرهی
پریسا مزینانی
مینا جعفری (وکیل اکرم)

پ.ن. در دو مورد از کمپین‌کنندگان سؤال کرده‌ام که به محض پاسخ اطلاعات مربوطه را در اختیارتان خواهم گذاشت:

۱. راه انداختن حساب پی‌پال تا ساکنین خارج از ایران بتوانند کمک‌های خود را از آن طریق ارسال کنند.
۲. ضمن ‌این‌که امیدواریم به مؤثر بودن این حرکت اگر نشد و نتوانستیم مبلغ کافی را فراهم کنیم کمک‌های ارسالی برای کدام امر خیر دیگری استفاده خواهند شد؟

پ.پ.ن. فعلا" کمک‌هاتون رو به حساب مخصوص‌ای که خانم مینا جعفری وکیل اکرم اعلام کرده می‌توانید واریز کنید:
حساب سيبا به شماره 0302917750001 نزد شعبه مبارزان بانك ملي. خانم مینا جعفری
خانم جعفری یک شخصیت حقیقی و حقوقی کاملا" مورد اطمینان هستند و در مورد امانت این حساب و خانم جعفری هیچ شبهه‌ای وجود ندارد.


 
     
     
 

سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷

اعدام یک نوجوان دیگر - بار دیگر بربریت حکومت اسلامی

پ.ن. فعلا" مثل این‌که حکم یک ماه به تعویق افتاده برای جلب رضایت اولیای دم. باز هم از تماس و دنبال کردن این مسئله خودداری نکنید. کم‌ترین کاری‌ست که می‌تونیم انجام بدیم.

----------------------------------

از رادیو فردا:

عقربه ها با شتاب از روی ثانيه ها و دقايق می پرند؛ و نوجوانی ديگر به طناب دار نزديک و نزديک تر می شود.

بهنود شجاعی، نوجوانی که در ۱۷ سالگی در جريان يک نزاع خيابانی در تهران مرتکب قتل شده بود، اکنون در چند قدمی چوبه دار ايستاده است؛ پس از گذراندن حدود سه سال در زندان.

بنا بر تاريخی که برای اجرای حکم تعيين شده، از عمر کوتاه اين نوجوان اکنون کمتر از ۴۸ ساعت باقی مانده است. چهارشنبه، ساعت پنج صبح، درست يک هفته پيش از روز تولد بهنود، طناب دار گردن او را خواهد فشرد. [ادامه]

از وب‌لاگ سبیل طلا:

برای اقدام فوری ضمن اتشار این ایمیل با شماره های زیر تماس بگیرید و خواستار توقف حکم گردید
زندان رجایی شهر کرج : 4411050_0261 و 4411051_0261
‬ ‫ایران، تهران، میدان پانزده خرداد، قوه قضائیه کشور. تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (۲۱) ۰۰۹۸ فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (۲۱) ۰۰۹۸ info@dadgostary-tehran.ir

نامه وکیل بهنود به شاهرودی


 
     
     
 

پنجشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷

فراخوان همبستگی با فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام

حماسه ای دیگر ... این بار فرزاد را از اعدام نجات می دهیم


فرزادکمانگر، معلم کاميارانی ، با ۱۲ سال سابقه ی تدريس ، عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان کامياران ، عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان ، عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران ( ئاسک ) و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر درايران است.

فرزاد ، در مرداد ماه سال ۱۳۸۵، بدون هرگونه اتهامي ، دستگير و در زندانهاي اوين و رجائي شهر تهران و بازداشتگاه هاي اطلاعات کرمانشاه و سنندج ، تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي وروحي قرار گرفت که شرح آن در رنج نامه​​ی او مکتوب است . در پانزدهمين ماه بازداشت ، دردادگاهي غير علني و مغاير با قانون که فقط 7 دقيقه به طول انجاميد ، این معلم نازنین عليرغم تبرئه از تمامي اتهامات نارواي پيشين ، نه تنها آزاد نگرديد ٬ بلکه بدون هرگونه سند و مدرکي به عضويت در يکي از گروههاي معاند نظام متهم گرديد و مجرم شناخته شد و به دلیل جرم ناکرده ، محکوم به اعدام شد .

صحبت از آزاد مرديست که نه کوه را ميتوان به استقامتش تشبيه نمود ، نه خورشيد را به نورافشانيش و نه دريا را به بيکرانگي اش . با اين همه ، بالا نشينان ، تيشه ميزنند قامت کوه را و پنهان ميکنند پنجره خورشيد را تا در همين سياهي ها ، مدفون کنند دريا را در کام خشک زمين .مگر ميشود بر دامنه کوه نشست و فرو ريختنش را تماشا کرد ؟ مگر مي شود در سياهي ماند و خورشيد را ازياد برد ؟ مگر مي شود کوير را طي کرد بي آنکه اميد رسيدن به دريا باشد؟ نه ، نميشود . مانيز از بین می رویم زير بار فرو ريختن کوه ، گم مي شويم در شبهاي تاريک و بلند بي فردا و هلاک مي شويم تشنه در امتداد سراب . بايد فکري کرد براي او ، براي من و براي ما .

با تو هستم . تویی که هنوز مي توان ديد بيداري وجدانت را در رد اشکي که بر گونه هايت هميشگي است ، در فريادي که بر سکوت معنا دار نوشته هايت طنين انداخته و در دستاني که با تمام جراحت هايش باز هم دستان نيازمندان را به گرمي مي فشارد . فرزاد ، مردي ازتبار باران ، محکوم به مرگ است . بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه يکصدا فرياد شويم . روز ۱۲ ارديبهشت ، بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن . بيائيد يکدل و يکزبان با اعلام اين روز به نام روز " همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر " حمايت خود را از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي ، از پاي ننشينيم ....

بي شک ٬ هيچکداممان روز ۱۰ بهمن را از ياد نبرده ايم . روزي که وبلاگ نويسان ايراني در يک اقدام هماهنگ و قابل تحسين اسم وبلاگ خود را به "۱۰ بهمن روز همبستگي با دانشجويان زنداني " تغيير نام دادند و اين اقدام باعث شد که دانشجويان زودتر آزاد شوند . حال يک بار ديگر به حمايت شما عزيزان نيازمنديم و اين بار براي همبستگي با معلم دربند فرزاد کمانگر . از همه شما دوستان عزيز مي خواهيم که حمايت خود را از ما با گذاشتن کامنت در وبلاگ اعلام داريد تا حمايت شما از ما در وبلاگ اعلام شود.

روز ۱۲ ارديبهشت (روز معلم ) را روز همبستگي با فرزاد کمانگر مي ناميم و از همه وبلاگ نويسان آزادي خواه و آزادانديش مي خواهيم براي حمايت از فرزاد در اين روز اسم وبلاگشان را به " ۱۲ ارديبهشت روز همبستگي با فرزاد کمانگر " تغيير نام دهند . باشد که در طی این حرکت ستودنی عزیزی از بند رها گردد و به آغوش خانواده باز گردد .

کمپین همبستگی با فرزاد کمانگر

اعلام حمایت خود را به این آدرس ای ـ میل نمایید .

12ordibehesht@gmail.com


 
     
     
 

چهار شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷

فرزندان ایران

از وب‌لاگ حمایت از عابد توانچه:

دادگاه انقلاب استان مرکزی بعد از احضار مجدد عابد توانچه برای حضور در ساعت 8 صبح روز 27/1/87 در پایان جلسه ای که تا ساعت 12:45 دقیقه به طول انجامید ، حکم 8 ماه حبس تعزیری را حضورا به وی ابلاغ کرد و به وی بیست روز مهلت جهت درخواست تجدید نظر داده شد. این در حالی است که عابد توانچه امکان دفاع از خود و یا حضور وکیلش در جلسات دادگاه را نیافته است . بدین منظور برای حمایت از این فعال سیاسی و جلوگیری از اجرای حکم وی همه ی تلاش خود را به کار خواهیم بست . در این راه نیازمند حمایت همه ی کسانی هستیم که به حقوق بشر و برخورداری از آن احترام می گذارند و باور دارند زندان پاسخ هیچ اندیشه ای نیست ...


از سایت کمپین نجات فرزاد کمانگر:

فرزاد کمانگرتنها يک معلم بود عاشق محرومترين دانش آموزش، يک فعال حقوق بشري که حرمت انسانها را تقوي خود نمود ، بالاخص وضعيت زنان را سند مسجل نقض حقوق بشر خواند، معتادان را بيماراني نيازمند دانست و به همت خود صدها بيمار را درمان نمود ، روزنامه نگاري بود که از واژه عشق قلم فرسائي مينمود ، او روحيه لطيف خود را در حمايت از محيط زيست و طبيعت پيرامونش متبلور نمود ، خشونت را محکوم مينمود. اما اکنون سرکوبگران بيش از 19 ماه است که او را به جرم دگرانديشي و حق طلبي به مسلخ برده اند، شکنجه هايي قرون وسطايي نموده اند که انسانيت را توان بازگو نمودنش نيست . در 2 دقيقه و 20 ثانيه او را بدون هيچ مدرکي ، پس از ماهها شکنجه ، تنها در تداوم پشت پرده هاي سياسي به مرگ محکوم نمودند ، فرزاد قهرمانانه و سرافراز در بيدادگاهش سرود خواند.

آزادگان ، به نام انسانيت و به نام آزادي با امضاي اين اعتراضيه که به افکار عمومي ، رسانه ها ، سازمانهاي مدافع حقوق بشري و تشکلات قضائي جمهوري اسلامي ارسال خواهد گشت . لغو حکم غير انساني اين آزادمرد آزادانديش و آزادي بي قيد وشرطش را خوستار شويد.


 
     
     
 

شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

٨ مارس روز جهاني زن

گزارشگران بدون مرز از روزنامه نگاران،وب نگاران و مدافعان حقوق زنان حمايت مي کند:


گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند : "هر روز تعداد بيشتری از زنان روزنامه نگار، مدافع حقوق زنان، وبلاگ نويس و حتا کاربران ساده اينترت برای دفاع از حقوق خود، از سوی دولت های سرکوب گر و گروه های مذهبي، تهديد و سرکوب مي شوند. از هر روشي برای سد کردن تلاش زنان در طرح حقوق خود استفاده مي کنند : تعقيب قضايي، زنداني کردن، خشونت، تهديد به مرگ.

امروز وظيفه ماست که از زنان و مرداني که خواهان آزادی بيان برای دفاع از حقوق زنان هستند، دفاع کنيم. اين موضع نبايد به يک امر ممنوعه بدل شود. نبايد پذيرفت که در سال ٢٠٠٨ برای دفاع علني و آزادنه از حقوق زنان، انسان ها زنداني شده و يا به مرگ تهديد شوند. "

در ايران وب نگاران فمينيست، تلاشگران آزادی بيان هستند، از اينترنت برای ابراز آزادنه ی نظرات خود و فرار از سانسور سود مي جويند، آنها هر روز فعالتر و تعدادشان بيشتر مي شود. اما آنها نيز در تير رس دولت رييس جمهور محمود احمدی نژاد قرار دارند. دريک سال گذشته بيش از چهل فعال زن دستگير شدند که ٣٢ تن از آنها روزنامه نگار و وب نگار بودند. آنها در خيابان های تهران برای طرح خواسته هايشان تجمعي مسالمت آميز برگزار کرده بودند و سپس اين جنبش اعتراضي را در وبلاگ ها و نشريات اينترنتي خود پي گرفتند. تقريبا همه ی اين زنان تحت تعقيب قضايي قرار دارند، در دادگاه ها به زندان و شلاق محکوم شده اند و با سپردن وثيقه آزاد هستند. برخي از آنها چندين هفته زنداني شده اند. وزير اطلاعات در فروردين ماه سال جاری جنبش زنان را به " براندازی" و " وابستگي به خارج" متهم کرد.

٨ بهمن ماه، پروانه انتشار نشريه وزين زنان به اتهاماتي چون " به خطر انداختن سلامت روحي، فكري و رواني مخاطب و "سياه ‌‌نمايي وضعيت زنان در جمهوري اسلامي" از سوی هيات نظارت بر مطبوعات لغو شد. ده ها تن از زنان همکار اين روزنامه نيز به صف بيکاران پيوستند. زنان نخستين قرباني توقيف نشريات نيز به شمار مي روند. از سوی ديگر در آخرين اقدام عليه زنان، ماموران امنيتي در تاريخ ١٣ اسفند ماه مانع خروج پروين اردلان وب نگار فمينيست و همکار سايت تغییر برای برابری، يکي از سايت های مدافع حقوق زنان،از کشور شدند. وی برای دريافت جايزه خود به کشور سوئد مي رفت. بنیاد اولاف پالمه جايزه حقوق بشر ۲۰۰۷ خود را به اين روزنامه نگار اهدا کرده است. پروين اردلان همجون ديگر همکارانش، بارها از سوی مقامات قضايي و امنيتي احضار و مورد بازجويي و بازداشت قرار گرفته است. در فروردين سال جاری از سوی شعبه شش دادگاه انقلاب اسلامي تهران به اتهام "تبانی و اجتماع جهت بر هم زدن امنیت کشور" به شش ماه زندان قطعي و دوسال نيم زندان تعليقي، برای شرکت در تظاهرات ٢٢ خرداد ١٣٨٥در تهران، محکوم شده است. در اين تظاهرات مسالمت آميز که از سوی نيروهای انتظامي به خشونت کشيده شد و ده ها تن بازداشت شدند، بر روی پلاکارد های زنان نوشته شده بود " ما زنيم، انسانيم، اما حقی نداريم و حقوق زنان حقوق بشر است."

در افغانستان يک مرد برای دفاع از حقوق زنان در خطر اعدام قرار دارد. سيد پرويز کامبخش که از تاريخ ٥ عقرب (آبان) ١٣٨٦ در بازداشت بسر مي برد، از سوی دادستا ن(سارنوالی) متهم به " در اختيار داشتن و انتشار مقاله ای کفر آميز " شده بود. روزنامه نگار جهان نو، نوشته ای به نام "آیات زن ستیز در قرآن" را از روی سايت های اينترنتي برگرفته است. اين روزنامه نگار جوان در تاريخ ٢ دلو (بهمن) ١٣٨٦ از سوی شعبه امنيت عامه دادگاه ابتدايي ولايت بلخ، به شکل غير علني و بدون حضور وکيل مدافع به اتهام " اهانت به دين اسلام و پخش مقاله ای کفرآميز" به اعدام محکوم شد. اين حکم با اعمال فشار از سوی شورای علمای بلخ صادر شده است.

در اين کشور محافظه کاران مي گويند که تعداد زنان در رسانه های تصويری محلي زياد است و در پي آن هستند تا قانوني برای" رعايت ارزشهای و پوشش اسلامي" به تصويب رسانند. در ماه دلو (بهمن) سال جاری افراد ناشناسي که خود را نماينده طالبان معرفي مي کردند، سه روزنامه نگار زن افغان را در شهر مزار شريف، تهديد به مرگ کردند. اين افراد به يکي از اين روزنامه نگاران گفته بودند " اگر به کار در تلويزيون ادامه بدهي ما همه ی خانواده ات را اختطاف( ربوده) مي کنيم." عليرغم درخواست و مراجعه اين روزنامه نگاران به مقامات مسئول ولايتي و امنيتي، اما آنها از محافظت پليس برخودار نشدند. در آخر نزديک به يک سال پس از قتل ذکیه ذکی يکي از چهره های برجسته ی روزنامه نگاری مستقل افغانستان، هنوز پليس نتوانسته است که قاتلان او را دستگير کند. مدير راديو صدای صلح به دفاع از حقوق زنان معروفيت داشت.

در هند تسليمه نسرين دوباره و از اواخر نوامبر ٢٠٠٧ تحت حمايت پليس زندگي مي کند. وی برای نوشته هايش که نقض حقوق زنان را به نام اسلام، افشا مي کند، بازهم مورد تهديد قرار گرفته است. نيکلا سرکوزی رئيس جمهور فرانسه در پايان ماه ژانويه ٢٠٠٨ و درپي سفر رسمي اش به هند قرار بود، شخصا نشان سمون دوبوار( نشان عالي فرانسه برای شجاعت در دفاع از حقوق زنان) را به وی اهدا کند، اما با اکراه مقامات هند که از سوی گروه های افراطي مسلمان تحت فشار قرار دارند. اين ديدار لغو شد.

در مصر نوال سعداوی نويسنده معروف و بنيان گذار انجمن عرب برای همبستگي زنان، از سوی دستگاه قضايي تحت تعقيب قضايي قرار گرفت و مجبور به ترک کشور و اقامت در اروپا شده است.

در آرژانتين مورد کلوديا آخونا روشنگر وضعيت مدافعان حقوق زنان است. اين روزنامه نگار که سردبير ی يک آژانس خبری آنلاين به نام واخا (VACA) و روزنامه ای به نام مو (MU)را بر عهده دارد. پس از انتشار کتابي در باره وضعيت زنان خود فروش در خيابان های بوئينس آيرس و روشنگری در باره ی دست داشتن برخي از مقامات کشور در شبکه های فروش اين زنان، از ماه ژوئيه از سوی پليس مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. اين روزنامه نگار اعلام کرده است که ماموران پليس همه مراجعان به دفتر کارش را مورد کنترل و شناسايي قرار مي دهند.

گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از روزنامه نگاران زنداني و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است

برای اطلاعات بيشتر:

www.rsf.org

www.rsf-persan.org

persan@rsf.org



 
     
     
 

سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶

آری به اتفاق می‌توان جهان گرفت

ظهر امروز مسئولان زندان رجايي شهر کرج ، زنداني سياسي بابک دادبخش را که در چهل و ششمين روز اعتصاب غذا و درحالي که در آستانه مرگ بود ملاقات نمودند و با اعلام موافقت با تمامي خواسته هاي وي و حتي اعطاي امتياز تشويقي انتقال نامبرده به زندان شهر خود(اردبيل) پايان اعتصاب غذاي وي را خواستار شدند. [منبع خبر]

ساکت ننشینیم.


 
     
     
 

پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۶

اعتراض می‌کنم چون یعقوب پدر، برادر، همسر و فرزندم است


اگر از دیروز سری به این خونه کشیده باشید حتما" مطلب ستون بغلی رو دیدید. یک نفر هست که ما شاید بتونیم برای زنده موندن‌اش تلاش کوچک‌ای بکنیم. به پیش‌نهاد کانون وب‌لاگ‌نویسان (پن‌لاگ) به مدت یک هفته اسم وب‌لاگ‌هامون رو عوض کنیم به 'مهرنهاد را آزاد کنید'. اگر بلد نیستید اسم وب‌لاگ‌تون رو عوض کنید هم مهم نیست مطلب آخرتون رو در این باره بنویسید و یک‌هفته به روز نکنید. لوگو و وب‌لاگ حمایت رو هم خود پن‌لاگ در دست تهیه داره و به محض حاضر شدن خبرمون می‌کنند. اگر براتون کوچک‌ترین امکان‌ کمک هست دریغ نکنید. یعقوب مهرنهاد یک وب‌لاگ‌نویس هم هست و حداقل‌اش اینه که در عین گرفتاری یک هم‌کار در حد توان‌مون به‌ دادش برسیم. لیست ارگان‌های حقوق بشر رو که از قبل داریم و خود پن‌لاگ هم احتمالا" لیست‌ای منتشر می‌کنه. به این‌ها یک ای‌میل بفرستید و در جریان قرارشون بدید تا مسئله رو تعقیب کنند (می‌تونید به این‌جا تو ای‌میل‌تون لینک بدید تا این ارگان‌ها توضیح انگلیسی‌‌اش رو بخونند). فکرش رو بکنید که اگر بتونیم قدم‌ای در راه نجات جون این جوون برداریم چه قدر حس خوب‌ای خواهیم داشت؟ برای دل خودمون که می‌تونیم خوب باشیم اگرنه به خاطر دیگری و دیگه این‌که سه تا بچه‌ی کوچک تو خونه چشم به راه پدرشون هستند.


پ.ن. و بلاگ‌فا بی‌پای‌بند به اصول وب‌لاگ مهرنهاد رو پاک کرده ... گویا اصلا" چنین آدم‌ای نبوده. تف
و یک زندانی دیگر در آستانه‌ی مرگ با لب‌های دوخته - بابک دادبخش ... شاید او هم هرگز نبوده ... شاید ما دچار توهم‌ایم که این حکومت دارد دانه دانه بچه‌های ما را می‌خورد. همه متهم‌ایم الا کسانی‌ای که احکام را صادر کرده‌اند. تف

شاید اگر روزی سراغ بچه‌‌مان، به در منزل خودمان آمدند باور کردیم.

پ.پ.ن.
آدرس وب‌لاگ مهرنهاد رو به من اشتباهی داده بودند که تو متن درست کردم. بلاگ‌فا سایت رو حذف نکرده و من بابت این اشتباه از بلاگ‌فا عذرخواهی می‌کنم.
ضمنا" وب‌لاگ حمایت از مهرنهاد توسط پن‌لاگ درست شده و لوگوی مربوطه هم همان‌جاست اگر می‌خواهید استفاده کنید.

پ.پ.پ.ن. ابراهیم مهرنهاد برادر کوچک یعقوب دست‌گیر و به نقطه‌ نامعلومی منتقل شد. به گزارش آژانس خبری تفتان در زاهدان و به نقل از آسمان دیلی نیوز

پ.پ.پ.پ.ن. ظهر امروز مسئولان زندان رجايي شهر کرج ، زنداني سياسي بابک دادبخش را که در چهل و ششمين روز اعتصاب غذا و درحالي که در آستانه مرگ بود ملاقات نمودند و با اعلام موافقت با تمامي خواسته هاي وي و حتي اعطاي امتياز تشويقي انتقال نامبرده به زندان شهر خود(اردبيل) پايان اعتصاب غذاي وي را خواستار شدند. [منبع خبر]

آری به اتفاق می‌توان جهان گرفت - ساکت ننشینیم.