
|
همه دارن از بستهشدن خبرچین غر میزنن، بخصوص خود بچههای خبرچین. خوب چرا دوباره یه خبرچین جدید راه نمیاندازین؟ من که از این فلسفهی مجید سر در نیاوردم (میخواستیم نشون بدیم میشه یه کار گروهی دوستانه کرد و حالام درشو میبندیم چون دیگه نشون دادیم دیگه!). فرهنگ، شبنم، فرزاد، تیلا، سام، اسد، سید یوسف، بابا شماها ... دوباره یه کاری بکنید دیگه. |
|
سلام هاله جان، ...عزیزم،من دلم می خواست کاری رو شروع کنم، ولی اولا که نامه نوشتن احتیاج به زبان انگلیسی خوب داره که من کمی بیلمیرم، و پتیشن درست کردن و این کارها هم احتیاج به کار فنی و حرفه ای داره ، که اون هم من بیلمیرم!؛)) خلاصه برای اینه که وقتی چیزی می شنوم اول از همه میام اینجا، چون تو زن عمل هستی، و دلسوزی و مهربونیش رو هم داری، البته من به عنوان پیشنهاد گفتم و باز هم میگم منظورم تعیین تکلیف نبود، و خودم هم حاضرم که هر کاری از دستم بر بیاد انجام بدم، و کاملا هم می دونم که وقت تو هم به اندازه کافی تنگ هست، اینها رو گفتم که سوء تفاهم نشه، اگر گاهی اینطوری می نویسم...البته در این باره حرکتی شروع شده، اینجا رو ببین: http://www.puyeshgaraan.com/Pasargad/Pasargad_Main.htm به پست قبلیت هم در این باره لینک میدم. امیرو جان، خبر چینی کاریه که در هر اوضاع و احوالی میشه انجامش داد!؛))) |
|
|
دوباره سلام |
|
|
سلام هاله جان! |
|
|
نسرین بسیار عزیزم سلام |
|
|
سلام |
|
|
to webloge baily o man ye tabligh didam be esme blognews. hads mizanam ye chiz shabihe khabarchin bashe. |
|
|
پروین جان |
|
|
سلام خانمی:که "تیلا خانم گرد و قلمبه "و "شبی خانم مشغول" خبرچینی !! میکردن.....هوووو م م م م....اونا خودشون میدونن من از چی دارم حرف میزنم:))))))). پروین خانم جان:باور کنید من اون کامنت رو ندیدم .....حتی چندین بار هم سراغتونو از مهربون گرفتم.....خیلی افسوس میخورم:( .بخصوص که گویا قصور از من بوده.... |
|
|
راستی، حالا که دختر خوبی هستی، بذار یک خبر خوب بهت بدم: همین روزها یک لینککدهی مجهز به چند زبان راه میافته. دستپخت اسد است. البته درگوشی گفتم کسی نشنوه ها:) ------ پاسخ ------ به قول فرنگیها: I can hardly wait! دیگه آشی که دستپخت اسد آقای ما باشه معلومه چه شود. |
|
|
سلام هاله جان. غر زدن نیست. ما همه این رفتن را تایید کردیم. اینها فقط دلتنگیست. آنهم به مقداری زیاد. خیلی زیاد... |
|
|
هاله جان ایندفعه باید خودت آستینی بالا بزنی:) ------ پاسخ ------- باشه مجید جان، هر طور صلاح میدونید. بخصوص اینکه همونطور که گفتی من از توافقهای داخل گروه بیاطلاعام. به هر حال ما همگی به خبرچین معتاد شده بودیم و برایمان دل کندن سخت است. به امید اینکه این درسی باشه از همراهی و همدلی برای همهی کارهای گروهی. (و صد البته گلهای نبود، فقط غرغری مختصر :)). |
|
|
منم تو کارش موندم!!! حالا درسته میگفتن خبرچین هیزم کشه! ولی این خبرچین یه چیز دیگه بود، نمیشه یکی پیدا بشه یه حرکتی در راستای خبرچینی بکنه؟ |
|
|
بنده در این میان کاملا بی تقصیرم!!! |
|