ایول عبای شکلاتی

برای وب‌لاگ جدیدالتأسیس آقای خاتمی کامنت گذاشتم (کاملا" محترمانه ها!) که حالا که توضیح درست و حسابی به ملت بابت کوتاهی‌‌های‌تان ندادید اقلا" یک عذرخواهی بی‌قید و شرط تقدیم‌شان کنید. کامنت را اصلا" منتشر نکردند. البته انتظارش رو داشتم ولی با این وجود: عجب آستانه‌ی تحملی و انتقاد پذیری‌ای!

بابا آقای رئیس جمهور محبوب سابق (یا به‌تره بگم رئیس‌جمهور سابقا" محبوب) ... کامنت یعنی نظریه - چه مثبت و چه منفی، چه انتقاد‌آمیز و چه پاچه‌خوار (خار؟) وار! اگر بناست عقاید منتقدانه را اجازه‌ انتشار ندهید اقلا" اون زیر به جای "comments" بنویسید "به به و چه چه"!

:)

پ.ن. دوستان خوب‌ام نوشتند که این‌جا و آن‌جا شنفته و خوانده‌اند که این وب‌لاگ را خاتمی راه نینداخته. به هر روی اگر این‌طور باشد که بنده یک عذرخواهی به ایشان بده‌کار خواهم شد وگرنه خوب البته همه‌ی انتقادات بالا به جای خود خواهند ماند.

پ.پ.ن.
حالا فکر می‌کنم این هم اگر واقعیت داشته باشه می‌شه دوستی خاله‌خرسه! خوب مجبور نبودند کامنت‌دونی رو فعال کنند که بعد با این وضع موجب بدنامی بیش‌تر رئیس‌جمهور سابقا" محبوب بشوند!

پ.پ.ن. مطالب وب‌لاگ‌های بعضی از دوست‌داران خاتمی و کامنت‌های همین وب‌لاگ ظاهرا" متعلق به خاتمی رو که می‌‌خونم کمی تا قسمتی حال‌ام بد می‌شه. این‌همه تقدیس و قهرمان‌سازی طرف‌داران خاتمی من رو به یاد تقدیس امام ملعون توسط هواداران‌اش می‌اندازه. تعصب همیشه من رو از اصل مطلب بیش‌تر و عمیق‌تر گریزون کرده - حتی اگر در ابتدا ذره‌ای سمپاتی داشته باشم.






صادق عزیز، کامنت اولی‌ام رو پابلیش نکردند و البته مثل تو برای من هم مهم نیست. به هر روی به قولی هر کس شب که سر بر بالین می‌گذاره خودش هست و وجدان خودش، حالا چهار تا کامنت را منتشر کنند یا نکنند ... در اصل موضوع فرقی نمی‌کند. از دید من مسئله ختم شده کاملا".

شما هم باشید هم‌چنان دوست من.




سلامی سه باره هاله عزیز....عید هم مبارک..
ولی..........

ممنون از توضیحات‌تان که البته ظاهرا" منطقی به نظر می‌رسند. فقط یک سؤال: چه‌طور است که تنها کامنت‌هائی که اندکی بوی مخالفت می‌داده‌اند به این سرنوشت دچار شدند؟ البته ممکن هم هست که اتفاقی بوده باشد ولی وجود تعداد زیادی کامنت قربان‌ات شوم و عدم وجود هر نوع کامنت مخالفی تا دیروز صبح به وقت سیدنی حرف دیگری را به من می‌زد.

به هر روی باید می‌گفتیم دوست عزیز وگرنه سانسور از دل حکومت آخوندی و کسی که خود به هر حال پاره‌‌ی بزرگی از همان حکومت آخوندی‌ست (وگرنه هشت سال به عنوان نخست‌وزیرش جولان نمی‌داد) چندان جای تحیر ندارد.

پ.ن. ضمنا" شما کمی تا قسمتی ملت را نادان فرض کرده‌اید؟ ناسلامتی ما خودمان با همین سیستم کار می‌کنم و تأئید کردن نظرات در هر اشلی هم که حساب کنید کاری ندارد و وقتی آن‌چنان که ادعا کرده‌اید نمی‌گیرد.

Posted by: هاله | December 25, 2005 02:22 AM


اگه الان بری حتما میبینیش حدودا بگم ۱۵۵ هستی
نظر من که منتشر نشده هنو ولی من صبرم گویا بیشتره
راستی راستی اگه هر کی کامنت من رو هم دید یه ندا بده (هر چند که اصلا مهم هم نیس)
باشی همچنان.....




نه آرمان عزیز، هیچ ناراحت نشدم و این‌هم نظری‌ست. به هر روی من کماکان هر چه میل داشته باشم این‌جا، در چهار دیواری منزل مجازی‌ام می‌نویسم. متوجه حرف شما هم هستم و دقیقا" درک می‌کنم منظورتان چیست ولی به هر روی خلق و روش من این‌چنین است. خانه‌‌ی خودم است دوست من، حال این‌که مهمان‌هائی هم در این خانه آمد و شد دارند باز هم در قوانین و شیوه‌ی اداره‌ی این خانه تأثیری ندارد. باز هم می‌گویم خیلی ساده، اگر مهمانی از این‌که مثلا" من چائی را در فنجان تعارف می‌کنم و نه در استکان یا حتی با زبانی نازیبا در خانه‌ام صحبت می‌کنم یا به قول شما خرده دیکتاتوری هستم ناراحت است خیلی ساده بنا بر میل خودشان می‌توانند دیگر تشریف نیاورند. این‌که می‌گوئید جمهوری اسلامی هم این‌گونه عمل می‌کند دوست من یک مسئله رو توجه نکردید و اون اینه که زندگی در ایران برای هر ایرانی حق است و مسلما" حکومت حق ندارد این‌چنین قوانینی داشته باشد ولی این‌ وب‌لاگ منزل شخصی من است و هر گونه که میل داشته باشم می‌گردانم‌اش.

امیدوارم عدم ادامه‌ی این بحث را دال بر بی‌ادبی من ندانید. راست‌اش در این مقوله بحث بسیار است و قصد ندارم ایام تعطیل‌ام را به بحث‌های فرسایشی بگذرانم.

ممنون از نظر شما و موفق باشید.




خانم هاله این منطق که چون اینجا وبلاگ منه پس حق دارم هر چه دلم میخواد توش بگم! هر کسی هم که مشکل داره پس نخونه دقیقا همون شیوه برخوردیه که وقتی به تلویزیونهای لوس آنجلسی اعتراض میکنی تحویلت میدن که اگر مشکل داری پس کانال ما رو نبین و عینا همون منطقیه که جمهوری اسلامی تحویل میده زمانی که بهش میگن قوانین شما با حقوق بشر در تضاده میگن خب هر کسی مشکل داره بره جایی که حقوق بشر توش رعایت میشه!

دوست عزیز شما اگر میخواستی صرفا برای دل خودت بنویسی که خب رو هاردت مینوشتی!!! چرا مطالب رو پابلیش میکنی رو اینترنت؟ جز اینه که این وبلاگ قراره مخاطب داشته باشه؟ و آیا این مخاطبی که بسیاری از مطالب شما رو دوست داره توی N تا از پتیشن هاتم شرکت کرده حق نداره با یکی از مطالب شما مخالفت کنه؟ من شخصا فکر میکنم حتی صفت ملعون برای کسی مثل خمینی کمه... کسی که قتل هزاران نفر در پروندش همواره مونده... اما این به این معنی نیست که ما حق داریم به راحتی کسانی رو که دگرگونه فکر میکنن حذف کنیم از صفحه روزگار!!
همه ما امروز داریم سعی میکنیم دموکراسی رو تمرین کنیم... شاید فردا اگر ایران رو به دست ما سپردند سرنوشتش مثل الان نشه! نباید که ما هم تو تلویزیونها و وبلاگا و روزنامه هامون یه خرده دیکتاتور باشیم!!!
به هر حال ( با به قول خودت به هر روی ) من قصدم صرفا نقد این شیوه برخورد بود نه اون جمله! امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم و شما هم ناراحت نشده باشی...
پاینده ایران




ای کاش سرسوزنی منصف بودیم. ای کاش.




سلامی دوباره هاله عزیز
مسلم است که هر کسی تو وبلاگ خودش هر چی می خواد بنویسه و کسی هم نمی باید ناراحت بشه.
ولی یه مشکل ما به اصطلاح روشنفکر ادعایی اینه که فکر می کنیم لازمه ادعای آن تنها نقد کردن و بد گفتن از همه چیز است.
خاتمی رو من به شخصه خیلی دوست دارم و با این حال خیلی هم انتقاد. خاتمی با مشکلات زیادی مواجه شد بعد از ماجرای قتلهای زنجیره ای که تا آخر دوران گریبان گیرش بود و همچنین باید او را با یک سخنران معترض اشتباه نگریم.
شما هم بهتره جوش گنجی رو کمتر بزنی!! چون او هم تکامل یافته همین مکان است و می داند چه کند.
کامنت آقای علیرضا رو هم خودم خوندم....یه کامنت هم از شما خوندم...
پ پ پ پ :من در وبلاگم هم از گنجی حمایت کردم هم از مجتبی
باشی همچنان....




ابدا" میترای گرامی چون در منزل خودم این کار رو کردم و هر کس در منزل خودش آزاد هست هر چه دل‌اش بخواهد بکند. شما هم در وب‌لاگ خودتان مختارید به تمام مقدسات من توهین کنید. بنده‌ هم ابدا ناراحت نمی‌شوم چون خیلی ساده آن‌را نخواهم خواند.

موفق باشید.




با این مساله ای ندارید که کسی را که به هر دلیلی مورد غلاقه و احترام عده ای است ملعون خطاب کنید؟




سلام . در وبلاگ مربوطه در مورد کامنتها توضیح داده شده می تونی ببینیش .




عطا جان من با این‌که کسی کسی را دوست داشته باشد و بیش‌ از اندازه هم دوست داشته باشد هیچ مشکلی ندارم ولی با یک چیز سخت مشکل دارم و آن این است که معایب و اشتباهات آن کس را به علت عشق کور و تعصب نبینم. خیلی‌ها گفتند با وجود ایرادات وارده باز هم خاتمی را دوست‌ دارند - این‌را حق ایشان می‌دانم. شخصا" اما یاد دوست‌ام مجتبی و صورت تکیده‌ی گنجی و همه‌ و همه‌ی وقایع دیگر که ایشان بی‌تفاوت از کنارشان گذشتند نمی‌گذارد نسبت به‌شان کوچک‌ترین بخششی داشته باشم. کسی در مقام و موقعیت ایشان جا برای اشتباه ندارد. به نظر تو این‌ها را چه طور باید به مادر مجتبی و همسر و بچه‌های اکبر گنجی توضیح داد؟

خبری از کامنت خودم ندارم و راست‌اش دیگر هم به فکرش نیستم.

پ.ن. الان نگاه کردم و هنوز هم اثری ازش نیست.




قبول کنی یا نکنی خیلی ها هنوز خاتمی را واقعا دوست دارند. عادت بد روشن فکری است که گاهی دلش می خواهد چشم به روی واقعیت ببندد. کامنت من که پابلیش شد مال تو را نمی دانم.




پاسخ ادمین سایت خاتمی آنلاین

به عنوان ادمين اين سايت ضمن سپاس از همه كساني كه با نوشتن نظراتشان پاي حرف‌هاي آقاي خاتمي از ايده اين وبلاگ به عنوان فضايي براي شنيدن حرف‌هاي ايشان و گفتگو با رييس‌جمهور سابق به‌گونه‌اي حمايت كردند لازم است چند نكته كوچك را يادآوري كنم:
به فاصله هر رفرش سه يا چهار كامنت به نظرات رسيده اضافه مي‌شود. تا اين لحظه نزديك به سه‌هزار كامنت براي اين وبلاگ گذاشته شده كه حدود هشتصد مورد آن هنوز منتشر نشده است.
دليل عدم انتشار نه سانسور است و نه بي‌احترامي به نظرات بزرگواراني كه نظر داده‌اند بلكه براي انتشار آنها به توجه به سرعت اينترنت در ايران نياز به كار تمام وقت است كه ادمين اين وبلاگ متاسفانه يا خوشبختانه كارهاي ديگري نيز در زندگي دارد.
تنها كامنت‌هايي كه عمداً منتشر نشده‌اند مواردي هستند كه حاوي الفاظ ناپسند بوده‌اند كه خوشبختانه تعدادشان به انگشت‌هاي يك دست هم نمي‌رسد.
لطفا اگر كامنتي گذاشته‌ايد و هنوز منتشر نشده است كمي منتظر بمانيد.قطعاً منتشر مي‌شوند.
از همراهي شما متشكرم

------ پاسخ ------

آقای محمد گرامی - ممنون از توضیحات‌تان که البته در نظر اول منطقی به نظر می‌رسند. فقط یک سؤال: چه‌طور است که تنها کامنت‌هائی که اندکی بوی مخالفت می‌داده‌اند به این سرنوشت دچار شدند؟ البته ممکن هم هست که اتفاقی بوده باشد ولی وجود تعداد زیادی کامنت قربان‌ات شوم و عدم وجود هر نوع کامنت مخالفی تا دیروز صبح به وقت سیدنی حرف دیگری را به من می‌زد.

به هر روی باید می‌گفتیم دوست عزیز وگرنه سانسور از دل حکومت آخوندی و کسی که خود به هر حال پاره‌‌ی بزرگی از همان حکومت آخوندی‌ست (وگرنه هشت سال به عنوان نخست‌وزیرش جولان نمی‌داد) چندان جای تحیر ندارد.

پ.ن. ضمنا" شما کمی تا قسمتی ملت را نادان فرض کرده‌اید؟ ناسلامتی ما خودمان با همین سیستم کار می‌کنم و تأئید کردن نظرات در هر اشلی هم که حساب کنید کاری ندارد و وقتی آن‌چنان که ادعا کرده‌اید نمی‌گیرد.

پ.پ.ن. همین را محض خنده به عنوان کامنت برای مطلب حاوی توضیح‌ شما در وب‌لاگ مرد شکلاتی گذاشتم. باپلیش بشه یا نشه مهم نیست دیگه. فقط همین که لال از دار دنیا نرفته باشیم. :)




من طرفدارش نیستم. به عنوان یه رییس جمهور خوب هم اصلن دیگه قبولش ندارم. فقط از شخصیتش به عنوان یک آدم عادی خوشم میاد. اما مثل نوشته های ابطحی که خواننده شونم اینو هم دوست دارم بخونم و با نظرات بقیه آشنا بشم.




سلام نازنین هاله .
خودت می دانی اما محض اطلاع خوانندگانت می نویسم که قبل از نوشتن پست ( خاتمی آنلاین ) با تو مشورت کردم .
نه به عنوان این که از تو اجازه بگیرم که اگر این هم می بود از نظر خودم ایرادی نداشت اما!
به تو گفتم که روی سخنم با کسا نی ست که فقط بلدند اعتراض کنند و اعتراض را نشانهء روشنفکری می دانند حالا به هر کس یا هر چیز !
برای تو ارزش ویژه قاپل هستم و هیچگاه محبت هایت را به خودم و دیگران فراموش نمی کنم اما این دلیل بر این نیست که عقیده ام را بیان نکنم . و این را خودت هم سخاوتمندانه به من گفتی
به تو نازنین گفتم و تو هم همانگونه که ازت انتظار می رفت برخورد کردی .
از این که لینک دادی ممنونم که این باز نشان از منطق و شهامت توست . می بوسمت . راوی

------ پاسخ ------

عزیزم، راوی جان، خوش‌حال‌ام که تو هم دوستی‌ها را ورای عقاید شخصی افراد می‌پنداری. من با این مسائل اصلا" کوچک‌ترین مشکلی ندارم و کسانی مابین دوستان وب‌لاگی و غیر وب‌لاگی‌ام هستند که مثل خودت عقیده‌شان با من متفاوت است ولی این کوچک‌ترین تأثیری بر دوستی ما نداشته - یا حداقل تا جائی‌که به من مرتبط است این‌طور بوده. از طرفی خیلی‌های دیگر هم در جریان انتخابات اخیر چنان به جان هم‌دیگر افتادند پنداری از دو سیاره مختلف آمده‌ و زبان یک‌دیگر سرشان نمی‌شود. به هر روی عزیزم تو این‌طور می‌بینی و من طور دیگری که نشان‌دهنده‌ی این است که مستقلا" داریم تفکر می‌کنیم.

مرسی از توضیحات‌ات عزیزم.




سلام هاله جان. کریسمس تو، روری و دخترک مبارک. خوش بگذرد. ضمنن خیلی زرنگی که آنقدر زود از آن جمع ها بریدی. عاقلانه ترین کار. می بوسمت.




من فکر کنم لازم است کمی صبر کرد.
فعلا هیچ کس ای نمی تواند بگوید کامنت اش پاک شده چون کامنت ها فوق اش منتشر نمی شوند و نه پاک!
فعلا صبر می کنیم ... یک یا دو روز.




کامنت تو آخر پابليش نشد نه؟ من هم حالم بد می شه بعضی کامنت ها رو می خونم. مثلا يکی نوشته بود چيزی نمی نويسم چون شما نانوشته ها رو هم می خونين! آدم ياد هاله نور و اين جور چيزا می افته (بيچاره اسم هاله!!). ولی بعد فکر می کنم واقعيت جامعه ايرانی شايد همينه. راستی من به يکی از بچه های چلچراغ که می شناسمش در مورد کامنت ها گفتم. به نظر من مسخره است اگه کامنت هايی که توشون توهين نيست به هر دليلی حذف شه. حالا هر کسی که مسئولش باشه.

------ پاسخ ------

نه صنم جان، پابلیش نشد. :)

یکی تو نظرخواهی نیک‌آهنگ نوشته بود برو ببین تو نظرخواهی خاتمی چه خبره از کامنت‌های خاطر‌خواه‌هاش! خنده‌ام گرفت وقتی می‌دونم کامنت‌های مخالف رو خیلی ساده حذف کرده‌اند.

ما حتی نمی‌دونیم این کامنت‌ها رو آدم‌های واقعی دارن می‌گذارن یا مسئولین سایت (یا خود خاتمی!)

تصورش خودمو به خنده انداخت - این‌که خاتمی ناوارد به اینترنت نشسته واسه خودش کامنت فدای‌ات شوم می‌نویسه و با بچه‌هاش سر استفاده از کامپیوتر دعوا می‌کنه ... آقا نوبت منه ... آقا می‌خوام کامنت‌هامو چک کنم!

:))




هاله عزیز
شاید خوشحال شوی بدانی من هم چندی پییش دو بار برای اقای ابطحی (نوچه خاتمی) کامنت گذاشتم ولی ایشان ما را قابل ندانستند .چه میشود کرد؟من و تو نه عضو حزب ْ بلهْ هستیم نه حزب ْ البته ْ !

------ پاسخ ------

رسوا جان، این‌ها اگر انتقاد‌پذیر باشند و حرف‌های من و ترا بشنوند نفی همه‌ی آن چیزی‌ست که خودشان هستند. منظورم همه‌ی کسانی‌ست که در این حکومت کاره‌ای بوده و هستند.




رانندگان و کلیه کارکنان شرکت واحد در اعتراض به بازداشت رهبران و اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی روز یکشنبه ۴ دی ماه از ساعت ۶ صبح دست از کار می کشند.

اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوس‌راني تهران و حومه

خبر سایت آشوب

دوستانی که در این حرکت شرکت می کنند نام و آدرس وبلاگشان را در قسمت نظرخواهی بگذارند تا در این وبلاگ لینکشان به عنوان حامی درج شود




سلام هاله جون.
دقیقا همین اتفاق برای من افتاد من هم انتقاد کردم و حذف شدم.در ضمن ما نفهمیدیم این خاتمی کجا و کی مسئول کارهاش می خواد باشه دوران ریاست جمهوری که هیچی دست خودش نبود حالا هم اختیار وبلاگش رو یکی دیگه داره.این هم از اون حرفاست ها.




این داستان مردی با عبای شکلاتی مربوط به بر و بچه های هفته نامه چلچراغ در ایرانه یعنی این لقبی است که اونا به خاتمی دادن تا انجاپی هم که میدونم بچه های روشنفکر و بازی هستن از نسل جوان و تعدادی نسل سومی . اما در مورد حذف کامنتا و یا اینکه این وبلاگ رو اونا راه اندازی کرده باشن شک دارم .
بهر حال دیر یا زود مشخص میشه داستان چیه؟!در ضمن هاله جونم همون پاچه خواری صحیحه .




هاله‌ جان! کامنت من رفته‌بود. تو هم که چیز بدی نگفتی که کامنت‌ات رو سانسور کنن! گمونم اشتباه پیش اومده!!! با این حال یاد ۱۶ آذر پارسال افتادم. تو دانشگاه هم همین طور شد بعد از یه مدت افراد معلوم‌الحال و از پیش تعیین‌شده‌ای با خاتمی حرف زدند که نتیجه هم همان شد که شد. ببینیم این بار چه می‌شود.
موفق باشی.




به بازداشت اعضای سندیکا ی اتوبوس رانی اعتراض کنیم!
هاله جان به ما کمک کن! رفقای ما را بازداشت کرده اند می خواهیم یک اعتراض گشترده راه بیاندازیم به کمک شما نیز نیازمندیم.....




دانستن این که این وبلاگ نوشته خاتمی است و این که چقدر نظرات خوانندگانش سانسور می شود فقط به کمی زمان نیاز دارد. اما هر سیاست پیشه ای که وارد عرصه وبلاگ نویسی شود خود به خود مجبور می شود که قواعد بازی وبلاگ را بپذیرد. خاتمی نمی تواند در وبلاگش نطق های کلی گویانه و پر آب و تاب بکند. فضای وبلاگ به او اجازه این کار را نمی دهد مگر این که بخواهد خودش را مسخره احمق یا ریاکار جلوه بدهد.




با سلام چقدر عجولانه قضاوت میکنید! همینطور صبورانه منتظر دموکراسی هم هستید. متن زیر را از جایی کپی کردم ببینید آشنا نیست؟
آورده اند که در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد نامی ...سیدی یزدی از دیار ایران زمین که هنوز عطر نفسش در فضای نه چندان گرم پایتخت به مشام می رسد پس از ترک سمت ، که خود بارها گفته بود که نه به میل ورغبت آن را پذیرفته، بر دیدگان دوستدارانش قدم نهادو نوشتن آغاز نمود .....می دانیم چهره خندان شمارا دیگر بر صفحه شیشه ای خانه هایمان نخواهیم دید ...هر چند آن زمان هم که ریاست این سرزمین کهن را داشتید کم لطفانی ( نمی گویم معاندان که تو خود به ما یا دادی که همه ایرانیان با هم برادرند ) نگذاشتند صحبتهایت را بشنویم و دستاوردهای دولتت را تحسین کنیم ... می دانیم که ریاست این سرزمین به دست کس دیگری سپرده شده و چه بخواهیم یا نه، به ما یاد دادی که به اصول دموکراسی همواره پایبند باشیم و ماهم پذیرفته ایم و منتظر ...
اما همه اینها را گفتم تا مقدمه ای باشد برای بیان حرف دلم ....
سید عزیز دلمان برایتان تنگ است ....قلبهایمان طاقت از دست داده و ندای صلح و دوستی را که تو سردادی همه جا جستجو می کند...دوستدارنت را دریاب ...خواهش بزرگی است ،می دانم ...اما کاش می شد در محفلی مریدانت را می پذیرفتی ...تا از نزدیک حرف دل با تو بگویند و ...

چقدر زود تهمت میزنیم.

------ پاسخ -------

نه عزیز جان، هیچ آشنا نبود!

دوست عزیز این پیامی که اشاره کرده‌اید از آن من نیست - آخر من که چشم ندارم خاتمی را ببینم می‌آم نامه‌ فدایت شوم برای‌اش بنویسم؟ مگر در تمام دنیا تنها یک هاله وجود دارد؟ :) من‌که نوشتم مضمون کامنت‌ام چه بوده!

شما هم که خودتان کم زود قضاوت نکردید که!




من البته خودم خاتمی رو هنوز هم با وجود انتقاداتی که بهش دارم خیلی دوست دارم ولی من هم میخواستم بگم چیزی که تو چنتهء خاتمی نیست نداشتن تحمل برای شنیدن نظرات مخالفه که دیدم قبلا گفته اند.




haaleh jaan az aanjaaikeh man dar mosaaferat hastam baayad be pinglish benevisam,
haaleh aziz yani to entezaar digari az khatami daashti? jedan fakr mikardi keh vey migozaarad comment to enteshaar peyda konad? yaa inke mikhaasti be khodat va digaraan chizi raa saabet kon?i keh digar kheyli dir ast o kaar az kaar gozashte.




هاله عزیز با سلام، من هم برای ایشان خیر مقدمی در خور شان عظیمشان! گذاشتم و بعد نیز تذکر کوچکی دادم که بنظرمیرسد هنوز شروع نکرده مانند سلف خود بساط سانسور را راه انداخته اند. که خوب البته اثری از نظریه خودم ندیدم. مثل اینکه تنها نیستم و در جمع سانسور شده ها هستم. ولی بهتر است بگویم این تو بمیری نه از آن تو بمیری هانیست. اینجا سر پل صراط مجازیست و من و امثال من از بیشماران دادگیر.




هاله جان ناراحت نباش کامنت منم approve نشد. تازه من فکر می کنم به اندازه تو هم تند ننوشته بودم. هر چند کامنت تو هم تند نبود اما کامنت من هیچ مورد خاصی نداشت. متن این بود: البته وبلاگ نوشتن حرکت خوبی ست اما شما... در هر صورت خوش آمدید. برای خودم خیلی خنده دار بود که چرا نباید یه همچین کامنتی منتشر بشه. البته ممی دونی که خود خاتمی از اینترنت سردر نمی آره. همونا که براش این وبلاگ رو راه انداختن کامنت ها رو approve می کنن. اونا هم که نیاز به معرفی ندارن...! سابقه درخشانی در ترتیب دادن این مدل کارها دارن!




علی‌رضای عزیز، دیگر از این عادلانه‌تر که تو گفتی و دل‌سوزانه‌تر امکان ندارد - پس ببینیم واقعا" این وب‌لاگ سرکاری‌ست یا کار خود ایشان.




صنم جان و راوی جان - من از این مسئله که گفتید چیزی نشنیده بودم. اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشه قطعا" همین‌جا اعلام خواهم کرد. خاتمی رو دوست ندارم ولی به هیچ عنوان حاضر نیستم غیرمنصفانه حتی در باره‌ی او قضاوت کنم. به هر روی منتظر می‌مانم.




کامنت من هم approve نشد ، محترمانه و مشوقانه نوشته بودم و نوشته بودم البته از وبلاگ نویسی یک شبه خوشم نمی آید و اینکه خوب نیست برای به روز نشان دادن خود به جامعه عمدتا جوان ایران ، وبلاگ نوشت.
نوشتم که از وبلاگش واقعا استفاده کند ، به جای اینکه اینجا و آنجا صحبتهایی مبنی بر ناخشنودی خود از تحریف حرفهایش بنویسد.
نوشتم که وبلاگ نویسی ساده نیست.
حالا چرا کامنتم سانسور شد ، نمی دانم.
این را هم در وبلاگم نوشتم:
چیستان : سابقا دوستش داشتیم. از اینترنت چیزی نمی‌داند. فرق کافی‌شاپ و کافی‌نت را نمی‌داند. تایپ کردن بلد نیست. به زور وبلاگ‌نویسش کرده‌اند. در اولین پستش کامنتهای معتدل را حذف می‌کند. همواره از تحریف حرفهایش شاکی است و شکایت از نداشتن رسانه برای مطرح کرده دیدگاه‌هایش می‌کند. معتقد بود "فی ل تر" وجود خارجی ندارد و کسی چه می‌داند شاید هنوز معتقد است. فقط از دریچه اینترنت و آی‌تی راهنماییهایی کردم. آن شخص کیست؟
قضیه کافی شاپ و کافی نت عین واقعیت است. حالا شما ایشان را مقایسه کنید با هیلاری کلینتون و یا بیل کلینتون که سهم زیادی در پیشرفت آی تی در آمریکا داشتند.




کامنت من هم پابليش نشده. تا فردا صبر می کنم ببينم کامنت هامون پابليش می شه يا نه، اگه نشه من هم به جمع انتقاد کننده ها می پيوندم! تا جايی که من می دونم و خيلی جاها هم نوشتن خاتمی اصلا با اينترنت و فضای آن لاين آشنايی نداره و درواقع بچه های چلچراغ براش اين کار رو کردن. فکر کنم اون ها هم مسئول پابليش کردن يا نکردن باشن. يک احتمال می دم که سيستم زمانی اشون قاطی داشته باشه و يا نرسيده باشن همه کامنت ها رو بازبينی کنن و مثلا يهويی فردا شونصد تا کامنت بياد. چون من ديدم حتی کامنت های "هو" هم پابليش کردن. انتقادی که من کردم خيلی محترمانه تر از هو کردنه!




هاله جان.
این کار خود خاتمی نیست . خوندی حتما" می خواهند وادارش کنند به وبلاگ نویسی و به اصطلاح او را در رودربایستی بگذارند.
هر چند که نمی دانم اگر خودش هم بود این کار را می کرد و کامنت تو را منتشر می کرد یا نه !

راستی سال نو پیشاپیش مبارک .
شاد باشی و پیروز.
می بوسمت . راوی




هاله جان كامنت من هم پاك شد . خب از طرفداران جامعه مدني و تساهل و تسامح بيشتر از اين انتظاري نيست .




هاله جان این وبلاگ مال خاتمی نیست! این وبلاگ هم از هنرهای ابولبلاگر خودمان هست عزیز دل. تو دیگه چرا فریب این بازی ها را می خوری اینها هم جزئی از همان بازی های کذایی سرکاری و مغشوش کردن و گل آلود کردن اوضاع است عزیز دل




والله چه عرض کنم عطا جان. کامنت‌هایی که در آخر چاپ شده تاریخ بعد از کامنت من رو دارند. به هر روی شاید هم گذاشته‌اند در قرنطینه برای بررسی مجدد. :)

و البته که هیچ‌ نوع حرف مشکوک و یا غیر‌محترمانه‌ای ننوشته بودم که هر آدمی با یک نخود مغز نتونه تشخیص بده که می‌شه پابلیش کرد یا نه.

حالا.




کامنت من هم پابلیش نشده تا به این لحظه و البته باید بگویم بیشتر تعریف بود از ایشون تا انتقاد. فکر می کنم پابلیش نشدنشون دلیل دیگه ای داشته باشه. عملکرد خاتمی نشون داده که لااقل در این یه زمینه اصلا اهل به به و چه چه شنیدن پ سانسور نباشه.




آبجی جان! یعنی فکر می‌کنی من اینو نمی‌دونم؟ بلاخره ایشون از قبل گفتن که چه جور کامنت‌هایی باید پابلیش بشه یا نه؟ این‌ مسئولین سایت مثلا" جرأت دارن به میل خودشون الابختکی تصمیم بگیرن؟

زت زیاد.

:)




محض اطلاعت بد نیست بدونی خودش نمیشینه کامنت پابلیش کنه آبجی! بنابراین قبل عصبانی شدن و تیکه انداختن یک کم فکر کن. Good Luck