یک توضیح، یک معذرت‌خواهی

ابطحی نوشته وب‌لاگ خاتمی آن‌لاین اصولا" به درخواست شخص خاتمی درست نشده و جمعی از اهالی چهل‌چراغ ظاهرا" به عنوان سورپریز (بخوانید دوستی خاله‌خرسه) این بساط را راه انداخته‌اند. به هر روی همان‌چنان که در پست روز جمعه نوشتم اگر در قضاوت‌ام اشتباه کرده باشم از آقای خاتمی معذرت‌‌خواهی می‌کنم - که همین سطورست که می‌خوانید.

متأسفانه دانستن این‌ها برای من و خیلی‌های دیگر امکان‌پذیر نبود. اهالی چهل‌چراغ می‌توانستند خیلی شفاف همه‌ی این‌ها را که امروز ابطحی نوشته بگویند و با ندانم‌کاری خود ملت را به قضاوت بی‌راه نکشانند.

و در پایان این‌که این توضیح و معذرت‌خواهی از آقای خاتمی ربطی به احساس کلی من در مورد ایشان و تمامی انتقاداتی که به عمل‌کرد سیاسی ایشان دارم ندارد و تمامی آن حرف‌ها هم‌چنان به قوت خود باقی هستند.

والسلام.

پ.ن. در مورد این مطلب دیگر شخصا" نه حرفی خواهم زد و نه بحثی در کار خواهد بود. فکر کنم به اندازه‌‌ی کافی در مورد یک مسئله‌ی کوچک حرف زده باشم و همین‌اش هم احتمالا" زیادی بوده. این رو گفتم که اگر نظری گذاشتید و پاسخ نگرفتید ناراحت نشوید.






هاله جونم باز هم یک مطلب تازه ای خواندم که مرا به یاد تو انداخت و آنرا در پس نوشت پست دیروز وبلاگم آورده ام. خیلی بچه سمجم تشریف دارمها؟




مثل اینکه اینجا دعوا سر لحاف ملاست ! چه فرقی میکنه خاتمی خودش وبلاگ بنویسه یا ابطحی براش بنویسه ؟ ؟ ؟ من اصلا نمیفهمم . به هر حال همونطور که خود هاله جون خواست این موضوع لحاف ملا ( عبای شکلاتی ملا) رو تمومش کنیم .




عزیز دلم اشتباه از من بوده. من به جز همون دفعهء اول دیگه سراغ اون وبلاگ نرفتم. از موضوع پست دوم اطلاع نداشتم. به این کامنت من هم جواب نده خانمم. فقط میخواستم خودت بدونی.
چقدر بده که اونجا انقدر گرمه:(
ما از سرما مینالیم(که شکر خدا فعلا خیلی بد نیست) و شما از گرما!!
شب و روز به هم ریخته ات هم خوش گل گلی من:*




هاله گُل گُلی . بوس و سلام ! من از روی تو که شرمنده‌ام یک ایمیل جهت تشکر باید برات می‌نوشتم که به علت تنبلی و ... ننوشتم اما خواهم نوشت ....امیدوارم سال خوبی رو با روری گُلی و دختر نازنینت پیش رو داشته باشین و ماچ ۱۰۰ تایی و بوس و بغل برای تو و یکی یه دونه هم برای بقیه .
در مورد خاتمی و دوستان :-) هم نظر خاص و مساعدی ندارم ! دیگه گدا علی هم دات کام شده و اگه خودش هم می‌نوشت معلوم نبود چی کار کنه و چی می‌شه ! از همه هم بامزه تر توپولی با عمامه سیاه بود :-)) اما همون تربچه با عمامه سیاه بهتره... به هر حال کماکان نظری ندارم !!! :-) من می‌تونم به این سرزمین آفتابی لینک بدم هاله جونم ؟ در ضمن نمیای این طرفها ما خیلی هم دور نیستیم ها فقط یه اِل ناقابل با شما فاصله داریم ! بیای اینجا از زور سرما دوست می‌داری همه‌اش زیر پتو باشی ...دوست دارم و تا بعد .




فکر کنم اشتباه اصلی از بچه های چهلچراغ بوده است که به خیال خودشان خواسته اند خاتمی را در "رودربایستی" قرار بدن. کاش کمی بالغ تر فکر می کردند و با کسی مثل ابطحی مشورت می کردند قبل از انجام و مهمتر از اون اعلام این کار! یک مقام سیاسی را با رودرباستی در کاری انداختن کمی بچگانه نیست؟ در امریکا برای پرزیدنت سابق احترام بسیار قایل هستند. شخصی مثل کارتر با تمام انتقاداتی که به او بخاطر دوره رپیس جمهوریش می شد کارتر سنتر را راه می اندازد و در برقراری صلح بین کشورها آنقدر موثر می شود که جایزه نوبل می گیرد و همه به او با احترام نگاه می کنند. حالا فرض کنید کارتر بجای هدایت کارتر سنتر می نشست پای کامپیوتر وبلاگ "مردی با کراوات قرمز" را می نویشت و به کامنتها جواب میداد. فکر می کنید چقدر کارش چقدر برد داشت و موفق می شد؟!




تو هم تعطیلات خوبی داشته باشی عزیزم. ما که فعلا" بنا بر انتخاب جای شب و روزمان رو عوض کردیم - یعنی روزها تا عصر خواب و شب‌ها تا صبح بیدار که گرما اذیت‌مون نکنه. مثلا" امروز صبح ساعت سه و نیم دوش گرفتم و بعد هم آشپزخونه رو تمیز کردم. :)




پروین جان چرا این نوشته را دیدم و دوستان هم گفتند ولی سه چیز:

۱. پستی به نوشته‌ی خاتمی ناگهان هویدا شد.
۲. ظاهرا" به نظر می‌آمد که وب‌لاگ با آن پست تحویل آقای خاتمی شده.
۳. هیچ‌کس، نه چهل‌چراغی‌ها و نه از طرف خاتمی در مورد شماره ۲ بالا توضیحی ارائه دادند تا همین پست اخیر ابطحی.

مسئله شفاف نکردن موضوع از طرف دو رکن اصلی مسئله بود.




هاله جان میدونم دلت میخواد این مساله رو تموم شده تلقی کنی. اما من این پستت رو که خوندم با خودم گفتم پس چرا من بلافاصله متوجه شدم که اون وبلاگ کار خود خاتمی نبوده؟ دوباره رفتم و دیدم اینو خونده بودم:
-------------
راستش را بخواهيد قرار است بعد از جشن چله‌ی چلچراغ، خاتمی وبلاگ‌نويس شود. البته خودش هنوز نمی‌داند. يعنی اميدواريم بعد از جشن چله‌ چلچراغ، که او هم حضور دارد، وبلاگ نوشتن را از همين‌جا شروع کند. مثلا درباره‌ حواشی مراسم شب چله بنويسد، يا از هر چيز ديگر. چه هيجان‌انگيز می‌شود!
-----------------
تعجب هم میکنم تو توجه نکرده بودی. که البته به قول خودت دیگه مهم هم نیست.
تعطیلات شادی داشته باشی:*




سلام هاله جان. از نظرت ممنونم. پاسخی نوشتم. امید که دلخور نباشی.
شاد و سرزنده که هستی، بیشتر باشی.
سال نو مبارک




راست گفتی




به edward : این ملت (بلانسبت خیلیها) خیلی چیزا رو نمیفهمه ! هنوز نمیدونی ؟ ؟ ؟




فکر نمی کنی شاید بخشی از قضاوتهایی که ما راجع به عملکرد خاتمی داریم هم به دلیل عدم اطلاع از کل واقعیتهای پشت پرده سیاست باشه؟(فقط بخشی البته)




متاسفانه خیلی از بلاگرها چون واقعا حرفی برای گفتن ندارند می آیند و با موضوعات مزخرفی چون موضوع وبلاگ خاتمی آپ می کنند.اون اصلا آدمه که درباره ش حرفی زده بشه؟؟؟بیش از هزاران کامنت از پاچه خوارانش گذاشته اند که چه؟؟؟خاک بر سر این ملت اگه نفهمه




نه دیونه جان، من خواهر ندارم. می‌گم همیلا اسمه واقعا"؟




زیاد جدی نگیر خاله هاله
راستی تو یک خواهر به اسم همیلا نداری؟ فکر کنم داریم فامیل از آب در میایم!